mutinying

[ایالات متحده]/ˈmjuːtɪniɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmjuːtɪniɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شورش کردن علیه مقامات، به ویژه توسط سربازان یا ملوانان

عبارات و ترکیب‌ها

mutinying crew

خدمه شورشی

mutinying soldiers

سربازان شورشی

mutinying ship

کشتی شورشی

mutinying forces

نیروهای شورشی

mutinying captain

کاپیتان شورشی

mutinying officers

افسران شورشی

mutinying group

گروه شورشی

mutinying faction

فاکشن شورشی

mutinying rebels

شورشیان

جملات نمونه

the soldiers were mutinying against their unfair treatment.

سربازان در حال شورش علیه رفتار ناعادلانه خود بودند.

during the revolution, many sailors were mutinying on their ships.

در طول انقلاب، بسیاری از ملوانان در حال شورش بر روی کشتی های خود بودند.

the crew started mutinying after months of poor conditions.

پس از ماه ها شرایط نامناسب، خدمه شروع به شورش کردند.

mutinying can lead to severe consequences for those involved.

شورشی بودن می تواند منجر به عواقب جدی برای افراد درگیر شود.

the captain was worried about mutinying among his ranks.

کاپیتان نگران شورش در میان صفوف خود بود.

they were mutinying due to a lack of food and supplies.

آنها به دلیل کمبود غذا و تدارکات شورش می کردند.

the idea of mutinying was discussed in hushed tones.

ایده شورش به صورت پنهانی مورد بحث قرار گرفت.

history is filled with tales of sailors mutinying against their captains.

تاریخ پر از داستان هایی از شورش ملوانان علیه کاپیتان هایشان است.

mutinying was seen as a last resort by the discontented crew.

شورشی بودن به عنوان آخرین راه حل توسط خدمه ناراضی دیده می شد.

after months of oppression, the troops began mutinying.

پس از ماه ها ستم، سربازان شروع به شورش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید