the namelessnesses of ancient artifacts intrigue historians who study lost civilizations.
نامنداشتنهای اشیاء باستانی به تاریخدانانی که جوامع از دست رفته را مطالعه میکنند، جالب است.
some philosophers explore the profound namelessnesses that haunt human existence.
برخی فیلسوفان نامنداشتنهای عمیقی را که وجود انسان را در دام میگذارند، مورد بررسی قرار میدهند.
the artist's work captures various namelessnesses embedded in urban landscapes.
کار هنرمند نامنداشتنهای مختلفی که در فضاهای شهری پنهان شدهاند را ثبت میکند.
poets often evoke strange namelessnesses that readers cannot quite define.
شاعران اغلب نامنداشتنهای عجیبی را که خوانندگان نمیتوانند به طور قطع تعریف کنند، بیان میکنند.
we must confront the lingering namelessnesses of unspoken family histories.
ما باید با نامنداشتنهای باقیمانده از تاریخچههای خانوادگی که گفته نشدهاند، مواجه شویم.
the novel deals with existential namelessnesses faced by characters in modern society.
این رمان با نامنداشتنهای وجودی که شخصیتهای آن در جامعه مدرن میبرد، سروکار دارد.
scientists study unexplained namelessnesses in quantum phenomena that challenge understanding.
دانشمندان نامنداشتنهای ناشناختهای را که در پدیدههای کوانتومی وجود دارند و درک را چالش میکنند، مطالعه میکنند.
certain namelessnesses appear in dreams, leaving impressions that fade upon waking.
برخی نامنداشتنها در خواب ظاهر میشوند و چاپهایی را ایجاد میکنند که پس از بیدار شدن کاهش مییابد.
the painting portrays haunting namelessnesses that visitors find deeply moving.
این نقاشی نامنداشتنهای مخيفی را نشان میدهد که بازدیدکنندگان آن را به شدت درگیر میکند.
abstract namelessnesses in mathematics fascinate researchers seeking patterns in chaos.
نامنداشتنهای مجرد در ریاضیات به محققان که الگوهایی در فراغت جستجو میکنند، جالب است.
psychologists analyze mysterious namelessnesses that influence human behavior unconsciously.
روانشناسان نامنداشتنهای مرموزی را که به طور ناخودآگاه رفتار انسان را تحت تأثیر قرار میدهند، تحلیل میکنند.
the documentary explores persistent namelessnesses affecting communities without historical records.
این فیلم مستند به نامنداشتنهای پایداری که جوامعی که دارای سوابق تاریخی نیستند را تحت تأثیر قرار میدهند، پرداخته است.
writers incorporate philosophical namelessnesses to challenge readers' perceptions of identity.
نویسندگان نامنداشتنهای فلسفی را در کارهای خود ادغام میکنند تا باورهای خوانندگان درباره هویت را چالش بگیرد.
musicians express overwhelming namelessnesses through compositions that defy traditional categorization.
موسیقیدانان نامنداشتنهای بیپایان را از طریق آثاری که دستهبندیهای سنتی را نقض میکنند، بیان میکنند.
the philosopher's treatise examines fundamental namelessnesses underlying all philosophical inquiry.
مقاله فیلسوف به نامنداشتنهای بنیادینی که پشت تمامی تحقیقات فلسفی پنهان است، نگاهی میاندازد.
the namelessnesses of ancient artifacts intrigue historians who study lost civilizations.
نامنداشتنهای اشیاء باستانی به تاریخدانانی که جوامع از دست رفته را مطالعه میکنند، جالب است.
some philosophers explore the profound namelessnesses that haunt human existence.
برخی فیلسوفان نامنداشتنهای عمیقی را که وجود انسان را در دام میگذارند، مورد بررسی قرار میدهند.
the artist's work captures various namelessnesses embedded in urban landscapes.
کار هنرمند نامنداشتنهای مختلفی که در فضاهای شهری پنهان شدهاند را ثبت میکند.
poets often evoke strange namelessnesses that readers cannot quite define.
شاعران اغلب نامنداشتنهای عجیبی را که خوانندگان نمیتوانند به طور قطع تعریف کنند، بیان میکنند.
we must confront the lingering namelessnesses of unspoken family histories.
ما باید با نامنداشتنهای باقیمانده از تاریخچههای خانوادگی که گفته نشدهاند، مواجه شویم.
the novel deals with existential namelessnesses faced by characters in modern society.
این رمان با نامنداشتنهای وجودی که شخصیتهای آن در جامعه مدرن میبرد، سروکار دارد.
scientists study unexplained namelessnesses in quantum phenomena that challenge understanding.
دانشمندان نامنداشتنهای ناشناختهای را که در پدیدههای کوانتومی وجود دارند و درک را چالش میکنند، مطالعه میکنند.
certain namelessnesses appear in dreams, leaving impressions that fade upon waking.
برخی نامنداشتنها در خواب ظاهر میشوند و چاپهایی را ایجاد میکنند که پس از بیدار شدن کاهش مییابد.
the painting portrays haunting namelessnesses that visitors find deeply moving.
این نقاشی نامنداشتنهای مخيفی را نشان میدهد که بازدیدکنندگان آن را به شدت درگیر میکند.
abstract namelessnesses in mathematics fascinate researchers seeking patterns in chaos.
نامنداشتنهای مجرد در ریاضیات به محققان که الگوهایی در فراغت جستجو میکنند، جالب است.
psychologists analyze mysterious namelessnesses that influence human behavior unconsciously.
روانشناسان نامنداشتنهای مرموزی را که به طور ناخودآگاه رفتار انسان را تحت تأثیر قرار میدهند، تحلیل میکنند.
the documentary explores persistent namelessnesses affecting communities without historical records.
این فیلم مستند به نامنداشتنهای پایداری که جوامعی که دارای سوابق تاریخی نیستند را تحت تأثیر قرار میدهند، پرداخته است.
writers incorporate philosophical namelessnesses to challenge readers' perceptions of identity.
نویسندگان نامنداشتنهای فلسفی را در کارهای خود ادغام میکنند تا باورهای خوانندگان درباره هویت را چالش بگیرد.
musicians express overwhelming namelessnesses through compositions that defy traditional categorization.
موسیقیدانان نامنداشتنهای بیپایان را از طریق آثاری که دستهبندیهای سنتی را نقض میکنند، بیان میکنند.
the philosopher's treatise examines fundamental namelessnesses underlying all philosophical inquiry.
مقاله فیلسوف به نامنداشتنهای بنیادینی که پشت تمامی تحقیقات فلسفی پنهان است، نگاهی میاندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید