narcisms

[ایالات متحده]/ˈnɑːsɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈnɑrˌsɪzəmz/

ترجمه

n. عشق به خود بیش از حد یا خودمحوری

عبارات و ترکیب‌ها

narcisms in art

خودشیفتگی در هنر

narcisms and culture

خودشیفتگی و فرهنگ

narcisms of society

خودشیفتگی در جامعه

narcisms in politics

خودشیفتگی در سیاست

narcisms among leaders

خودشیفتگی در بین رهبران

narcisms in relationships

خودشیفتگی در روابط

narcisms and identity

خودشیفتگی و هویت

narcisms of fame

خودشیفتگی شهرت

narcisms in literature

خودشیفتگی در ادبیات

narcisms and self-image

خودشیفتگی و خودنمایی

جملات نمونه

narcisms can lead to toxic relationships if left unchecked.

خودشیفتگی می‌تواند منجر به روابط سمی شود اگر مورد توجه قرار نگیرد.

narcisms can manifest in various forms, including excessive self-promotion.

خودشیفتگی می‌تواند به شکل‌های مختلف بروز کند، از جمله خود تباهی بیش از حد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید