| جمع | nares |
snare drum
پرکاشن
snare wire
سیم اسنار
snared me
من را به دام انداخت
snare a fox
یک روباه را به دام بیانداز
snare's edge
لبه تله
snare tightly
سفت و محکم به دام بیانداز
snare's hold
نگهداری تله
snare quickly
سریعاً به دام بیانداز
i need to stare at the screen for hours to debug this code.
برای اشکالزدایی این کد باید ساعتها به صفحه نمایش خیره شوم.
the child was scared to approach the large, barking dog.
کودک از نزدیک شدن به سگ بزرگ و پاروزدار میترسید.
she managed to stare down the aggressive salesperson and walk away.
او موفق شد با فروشند تهاجمی چشم در چشم شود و برود.
he stared intently at the painting, trying to understand its meaning.
او با دقت به نقاشی خیره شد و سعی کرد معنای آن را بفهمد.
the audience stared in disbelief at the magician's incredible trick.
مخاطبان با ناباوری به حقه باورنکردنی شعبدهباز خیره شدند.
don't stare at people; it's considered rude in many cultures.
به مردم خیره نشوید؛ در بسیاری از فرهنگها بی ادبانه تلقی میشود.
the cat stared out the window, watching the birds in the garden.
گربه از پنجره بیرون خیره شد و پرندگان را در باغ تماشا میکرد.
she stared blankly ahead, lost in thought about the problem.
او با حالتی خالی به جلو خیره شد و در فکر حل مشکل غرق شد.
he stared at the test results with a mixture of hope and anxiety.
او با ترکیبی از امید و اضطراب به نتایج آزمون خیره شد.
the students stared at the professor, eager to hear his lecture.
دانشجویان با اشتیاق به سخنرانی او به استاد خیره شدند.
i stared at the complex equation, unable to solve it.
من به معادله پیچیده خیره شدم و نتوانستم آن را حل کنم.
snare drum
پرکاشن
snare wire
سیم اسنار
snared me
من را به دام انداخت
snare a fox
یک روباه را به دام بیانداز
snare's edge
لبه تله
snare tightly
سفت و محکم به دام بیانداز
snare's hold
نگهداری تله
snare quickly
سریعاً به دام بیانداز
i need to stare at the screen for hours to debug this code.
برای اشکالزدایی این کد باید ساعتها به صفحه نمایش خیره شوم.
the child was scared to approach the large, barking dog.
کودک از نزدیک شدن به سگ بزرگ و پاروزدار میترسید.
she managed to stare down the aggressive salesperson and walk away.
او موفق شد با فروشند تهاجمی چشم در چشم شود و برود.
he stared intently at the painting, trying to understand its meaning.
او با دقت به نقاشی خیره شد و سعی کرد معنای آن را بفهمد.
the audience stared in disbelief at the magician's incredible trick.
مخاطبان با ناباوری به حقه باورنکردنی شعبدهباز خیره شدند.
don't stare at people; it's considered rude in many cultures.
به مردم خیره نشوید؛ در بسیاری از فرهنگها بی ادبانه تلقی میشود.
the cat stared out the window, watching the birds in the garden.
گربه از پنجره بیرون خیره شد و پرندگان را در باغ تماشا میکرد.
she stared blankly ahead, lost in thought about the problem.
او با حالتی خالی به جلو خیره شد و در فکر حل مشکل غرق شد.
he stared at the test results with a mixture of hope and anxiety.
او با ترکیبی از امید و اضطراب به نتایج آزمون خیره شد.
the students stared at the professor, eager to hear his lecture.
دانشجویان با اشتیاق به سخنرانی او به استاد خیره شدند.
i stared at the complex equation, unable to solve it.
من به معادله پیچیده خیره شدم و نتوانستم آن را حل کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید