nasties

[ایالات متحده]/ˈnɑːsti/
[بریتانیا]/ˈnæsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کثیف; ناپاک; بدخلق; شرور
n. چیزی که ناخوشایند یا غیرجذاب است.

عبارات و ترکیب‌ها

a nasty attitude

یک نگرش زننده

a nasty remark

یک اظهار نظر زننده

nasty behavior

رفتار زننده

a nasty smell

یک بوی زننده

جملات نمونه

be nasty to sb.

رفتار زننده با کسی کردن

a nasty puzzle; a nasty problem.

یک معمای زننده؛ یک مسئله زننده

a nasty bang on the head.

ضربه ناخوشاوت به سر

a nasty bump on the head.

برخورد ناخوشاوت سر

it's a nasty old night.

یک شب بسیار زننده و قدیمی

He is a nasty proposition.

او یک پیشنهاد زننده است.

a nasty trick).

یک شوخی زننده).

she's had a nasty fright.

او ترسناک و زننده ای را تجربه کرده است.

he's a nasty piece of work.

او آدم زننده ای است.

there's a nasty zizz from the engine.

صدای وز وز زننده ای از موتور می آید.

a nasty rock to climb

یک صخره زننده برای بالا رفتن

The joke is a nasty hit at him.

شوخی ضربه بدی به او بود.

a nasty cut on her shin

یک بریدگی زننده روی ساق پا

he's had this nasty go of dysentery.

او دچار یک دوره زننده از دیسنتری شده است.

What a nasty thing to say!

چه حرف زننده ای!

He got a nasty bump on the head.

او یک کوفتگی زننده در سرش گرفت.

Try to get rid of your nasty cold.

سعی کنید سرماخوردگی زننده خود را از بین ببرید.

nasty weather; a nasty trick.See Synonyms at dirty

آب و هوای زننده؛ یک شوخی زننده. برای مترادف ها به کلمه dirty مراجعه کنید

نمونه‌های واقعی

The medicine has a nasty smell and a nastier taste.

دارو بوی بد و طعم بدتری دارد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

She let the goods slip while they were doing the nasty.

در حالی که مشغول کار بودند، اجازه داد کالاها سر بخورند.

منبع: Lost Girl Season 2

It was a--a nasty killing, wasn't it?

یک قتل وحشتناک بود، اینطور نیست؟

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

It worked, but it was nasty going down. - Why was it so nasty?

جواب داد، اما فرو رفتن آن ناخوشایند بود. - چرا آنقدر ناخوشایند بود؟

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

It was up here in the normally loyal slums where the fight was the nastiest.

اینجا در حاشیه نشین‌های معمولاً وفادار بود که درگیری‌ها ناخوشایندترین بود.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

Costa Rican ranchers are in a hot pursuit of a nasty creature.

دامداران کاستاریکایی به تعقیب یک موجود ناخوشایند مشغول هستند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Perhaps the nastiest of them all was an assassin bug.

شاید بدترین آنها حشره قاتل بود.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Barry's day soon takes a nasty turn.

روز بری به زودی به سمت وخامت می‌رود.

منبع: VOA Standard English_ Technology

Actually, we got in a pretty nasty fight.

در واقع، ما در یک دعوای بسیار بدی گیر کردیم.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

A lot of racism crowds were nasty.

بسیاری از جمعیت‌های نژادپرستانه ناخوشایند بودند.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید