naturale

[ایالات متحده]//ˌnætʃəˈrɑːli//
[بریتانیا]//ˌnætʃəˈrɑːli//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاکستری طبیعی
adj./adv. طبیعی
Word Forms
جمعnaturales

جملات نمونه

the restaurant serves natural mineral water.

این رستوران آب معدنی طبیعی را ارائه می‌دهد.

she prefers natural fabrics like cotton and linen.

او به ریشک‌های طبیعی مانند پنبه و لین ترجیح می‌دهد.

living in the countryside provides a natural lifestyle.

زندگی در روستا به یک سبک زندگی طبیعی منجر می‌شود.

the child has a natural talent for music.

این کودک موهبت طبیعی موسیقی دارد.

fresh orange juice is a natural source of vitamin c.

سُم آویس تازه منبع طبیعی ویتامین سی است.

the scenery has natural beauty that attracts tourists.

این نمایشگاه زیبایی طبیعی دارد که گردش‌طلبان را جذب می‌کند.

these cosmetics contain only natural ingredients.

این محصولات آرایشی فقط از مواد طبیعی ساخته شده‌اند.

he spoke with natural confidence during the presentation.

او در حین ارائه با اعتماد طبیعی صحبت کرد.

the natural environment must be protected.

محیط طبیعی باید حفظ شود.

yoga helps people achieve natural relaxation.

یوگا به افراد کمک می‌کند تا راحتی طبیعی به دست آورند.

mountains are natural formations shaped by geological forces.

کوه‌ها از نیروهای ژئولوژیکی شکل گرفته‌اند.

she greeted him with a natural smile.

او با لبخندی طبیعی او را درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید