naughtinesses

[ایالات متحده]/ˈnɔːtɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈnɔːtɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت شرارت داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

naughtinesses abound

فسادها فراوان هستند

childish naughtinesses

فسادهای کودکانه

naughtinesses revealed

افشای فسادها

naughtinesses observed

مشاهده فسادها

playful naughtinesses

فسادهای بازیگوشانه

naughtinesses ignored

نادیده گرفتن فسادها

naughtinesses discussed

بحث در مورد فسادها

naughtinesses tolerated

تحمل فسادها

naughtinesses punished

مجازات فسادها

naughtinesses explored

بررسی فسادها

جملات نمونه

children often get into naughtinesses when left unsupervised.

اغلب اوقات کودکان وقتی بدون سرپرست رها می‌شوند، دچار شیطنت‌ها می‌شوند.

her naughtinesses made her parents laugh.

شیطنت‌های او باعث خنده والدینش می‌شد.

we need to address the naughtinesses of our pets.

ما باید به شیطنت‌های حیوانات خانگی خود رسیدگی کنیم.

the teacher noticed the naughtinesses of some students.

معلم متوجه شیطنت‌های برخی از دانش آموزان شد.

his naughtinesses often got him into trouble.

شیطنت‌های او اغلب باعث می‌شد دچار مشکل شود.

they laughed at the naughtinesses of the little boy.

آنها به شیطنت‌های پسر کوچولو خندیدند.

her naughtinesses were endearing to everyone around her.

شیطنت‌های او برای همه اطرافیان جذاب بود.

the puppy's naughtinesses were hard to resist.

شیطنت‌های توله سگ را سخت می‌توان مقاومت کرد.

we can't ignore the naughtinesses of the children during the party.

ما نمی‌توانیم شیطنت‌های کودکان را در طول مهمانی نادیده بگیریم.

his naughtinesses were often forgiven by his friends.

شیطنت‌های او اغلب توسط دوستانش بخشیده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید