needinesses

[ایالات متحده]/ˈniːdɪnɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈnidɪnɪsɪz/

ترجمه

n. وضعیت نیازمند بودن یا در نیاز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

emotional needinesses

نیازهای عاطفی

social needinesses

نیازهای اجتماعی

financial needinesses

نیازهای مالی

psychological needinesses

نیازهای روانشناختی

relationship needinesses

نیازهای ارتباطی

personal needinesses

نیازهای شخصی

constant needinesses

نیازهای دائمی

emotional support needinesses

نیازهای حمایت عاطفی

attention needinesses

نیازهای توجه

validation needinesses

نیازهای تایید

جملات نمونه

her needinesses often made it hard for her to maintain friendships.

نیازمندی‌های او اغلب باعث می‌شد حفظ دوستی برایش دشوار باشد.

he was aware of his needinesses and tried to address them.

او از نیازمندی‌های خود آگاه بود و سعی کرد آن‌ها را برطرف کند.

understanding your needinesses can lead to personal growth.

درک نیازمندی‌های خود می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

they discussed their needinesses openly during the therapy session.

آن‌ها نیازمندی‌های خود را به طور آشکار در طول جلسه درمانی مطرح کردند.

her needinesses were a barrier to her independence.

نیازمندی‌های او مانعی برای استقلال او بود.

recognizing your needinesses can help improve your relationships.

تشخیص نیازمندی‌های خود می‌تواند به بهبود روابط شما کمک کند.

his needinesses often led to misunderstandings with his partner.

نیازمندی‌های او اغلب منجر به سوء تفاهم با شریکش می‌شد.

addressing your needinesses is crucial for emotional health.

برطرف کردن نیازمندی‌های خود برای سلامت عاطفی بسیار مهم است.

she learned to balance her needinesses with self-sufficiency.

او یاد گرفت که نیازمندی‌های خود را با خودکفایی متعادل کند.

his needinesses became apparent during stressful times.

نیازمندی‌های او در زمان‌های استرس‌زا آشکار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید