needless

[ایالات متحده]/'niːdlɪs/
[بریتانیا]/'nidləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرضروری; لازم نیست
adv. به طور غیرضروری; لازم نیست
n. غیرضروری; لازم نیست

عبارات و ترکیب‌ها

needless worry

نگرانی غیرضروری

needless expense

هزینه غیرضروری

needless to say

غیرضروری است گفتن

جملات نمونه

(It is) needless to say

گفتنی نیست

I deplore needless waste.

من اتلاف بی مورد را محکوم می‌کنم.

condemned the needless waste of food.

تبذیر بی مورد غذا را محکوم کرد.

It is needless to add that you are in want of a second.

گفتنی نیست که شما به یک مورد دوم نیاز دارید.

Needless to say, the students who had studied mathematics before did better in the statistics exam.

لازم به ذکر است که دانش آموزانی که قبلاً ریاضی مطالعه کرده بودند، در امتحان آمار بهتر عمل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید