negotiatrices

[ایالات متحده]/nɪˌɡəʊʃiˈeɪtrɪsiːz/
[بریتانیا]/nɪˌɡoʊʃiˈeɪtrəsɪz/

ترجمه

n. pl. مذاکره‌کنندگان زن؛ جمع negotiatrix
n. تکی: negotiatrix (مذاکره‌کننده زن)

جملات نمونه

the labor union's skilled negotiatrix secured higher wages.

مذاکره‌گر ماهر اتحاد کارگری افزایش حقوق را به دست آورد.

as the lead negotiatrix, she orchestrated the complex merger.

به عنوان مذاکره‌گر اصلی، او پیچیدگی‌های ادغام را هماهنگ کرد.

the real estate negotiatrix closed the deal swiftly.

مذاکره‌گر املاک به سرعت معامله را بست.

history remembers her as a cunning peace negotiatrix.

تاریخ او را به عنوان یک مذاکره‌گر صلح‌طلب با دست‌کاری به یاد می‌سپارد.

the professional negotiatrix remained calm under intense pressure.

مذاکره‌گر حرفه‌ای در برابر فشار شدید آرام ماند.

she is widely recognized as an international trade negotiatrix.

او به عنوان یک مذاکره‌گر تجارت بین‌المللی به طور گسترده شناخته شده است.

the company hired a specialized debt negotiatrix.

شرکت یک مذاکره‌گر بدهی متخصص را استخدام کرد.

a successful contract negotiatrix understands legal nuances perfectly.

یک مذاکره‌گر قرارداد موفق به طور کامل نюانس‌های قانونی را درک می‌کند.

the hostage negotiatrix established a line of communication.

مذاکره‌گر بازداشت‌شده‌ها یک خط ارتباطی برقرار کرد.

being a patient negotiatrix is crucial in diplomacy.

بودن یک مذاکره‌گر صبور در دипломاسی حیاتی است.

the legal negotiatrix drafted favorable terms for the client.

مذاکره‌گر حقوقی شرایط مطلوبی برای مشتری تهیه کرد.

every top negotiatrix prepares thoroughly before entering the boardroom.

هر مذاکره‌گر اول در قبل از ورود به اتاق مذاکره به طور کامل آماده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید