She showed me a nifty trick with her phone.
او یک ترفند جالب با تلفن همراهش به من نشان داد.
He always has a nifty solution to every problem.
او همیشه یک راه حل جالب برای هر مشکلی دارد.
The new gadget has some nifty features.
گجت جدید دارای ویژگی های جالب است.
She wore a nifty outfit to the party.
او لباس جالب به مهمانی پوشید.
He came up with a nifty idea for the project.
او ایده جالب برای پروژه ارائه کرد.
The restaurant serves nifty cocktails.
رستوران کوکتل های جالب سرو می کند.
She has a nifty way of organizing her schedule.
او یک روش جالب برای سازماندهی برنامه زمانبندی خود دارد.
The nifty software simplifies the editing process.
نرم افزار جالب فرآیند ویرایش را ساده می کند.
He demonstrated a nifty technique for painting.
او یک تکنیک جالب برای نقاشی نشان داد.
The nifty design of the building caught everyone's attention.
طراحی جالب ساختمان توجه همه را جلب کرد.
And that was a pretty nifty trick...
و آن یک ترفند بسیار باحال بود...
منبع: Super Girl Season 2 S02Pretty nifty winwin you set up for yourself.
برد و بُرد بسیار باحال که برای خودتان ترتیب دادهاید.
منبع: American Horror Story: Season 2" Every vote counts" isn't just a nifty slogan.
" هر رأی مهم است" فقط یک شعار جذاب نیست.
منبع: Encyclopædia BritannicaAnd this implies something very nifty about the HR diagram: stars can change position on it.
این موضوع نشان دهنده یک نکته بسیار جذاب در مورد نمودار HR است: ستارگان می توانند موقعیت خود را در آن تغییر دهند.
منبع: Crash Course AstronomyIt is a nifty bag of tricks to choose from!
این یک مجموعه باحال از ترفندها برای انتخاب است!
منبع: Lost Girl Season 4Rick. - Yeah. -You keep those nifty little vamp weapons In the car?
ریک. - بله. - آیا شما آن سلاح های کوچک خون آشفی باحال را در ماشین نگه می دارید؟
منبع: The Vampire Diaries Season 1What a nifty, tasty sight, slabby patty and it's cooked just right.
چه منظره باحال و خوشمزه ای، یک گوشت پخته شده درست به موقع!
منبع: Anime newsAnd you and Damon are the only ones with these nifty little daylight rings.
و شما و دیمون تنها کسانی هستند که این حلقه های کوچک روز باحال را دارند.
منبع: The Vampire Diaries Season 1They did so thanks to a nifty conjuring trick performed in boardrooms across America last year.
آنها این کار را به لطف یک شعبده باحال که سال گذشته در اتاق های کنفرانس در سراسر آمریکا انجام شد، انجام دادند.
منبع: The Economist (Summary)15 years ago, an Irishman named Darragh O'Connor sold a nifty bit of software that he'd written himself.
15 سال پیش، یک ایرلندی به نام داراگ او کانر یک نرم افزار باحال را که خودش نوشته بود، فروخت.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2She showed me a nifty trick with her phone.
او یک ترفند جالب با تلفن همراهش به من نشان داد.
He always has a nifty solution to every problem.
او همیشه یک راه حل جالب برای هر مشکلی دارد.
The new gadget has some nifty features.
گجت جدید دارای ویژگی های جالب است.
She wore a nifty outfit to the party.
او لباس جالب به مهمانی پوشید.
He came up with a nifty idea for the project.
او ایده جالب برای پروژه ارائه کرد.
The restaurant serves nifty cocktails.
رستوران کوکتل های جالب سرو می کند.
She has a nifty way of organizing her schedule.
او یک روش جالب برای سازماندهی برنامه زمانبندی خود دارد.
The nifty software simplifies the editing process.
نرم افزار جالب فرآیند ویرایش را ساده می کند.
He demonstrated a nifty technique for painting.
او یک تکنیک جالب برای نقاشی نشان داد.
The nifty design of the building caught everyone's attention.
طراحی جالب ساختمان توجه همه را جلب کرد.
And that was a pretty nifty trick...
و آن یک ترفند بسیار باحال بود...
منبع: Super Girl Season 2 S02Pretty nifty winwin you set up for yourself.
برد و بُرد بسیار باحال که برای خودتان ترتیب دادهاید.
منبع: American Horror Story: Season 2" Every vote counts" isn't just a nifty slogan.
" هر رأی مهم است" فقط یک شعار جذاب نیست.
منبع: Encyclopædia BritannicaAnd this implies something very nifty about the HR diagram: stars can change position on it.
این موضوع نشان دهنده یک نکته بسیار جذاب در مورد نمودار HR است: ستارگان می توانند موقعیت خود را در آن تغییر دهند.
منبع: Crash Course AstronomyIt is a nifty bag of tricks to choose from!
این یک مجموعه باحال از ترفندها برای انتخاب است!
منبع: Lost Girl Season 4Rick. - Yeah. -You keep those nifty little vamp weapons In the car?
ریک. - بله. - آیا شما آن سلاح های کوچک خون آشفی باحال را در ماشین نگه می دارید؟
منبع: The Vampire Diaries Season 1What a nifty, tasty sight, slabby patty and it's cooked just right.
چه منظره باحال و خوشمزه ای، یک گوشت پخته شده درست به موقع!
منبع: Anime newsAnd you and Damon are the only ones with these nifty little daylight rings.
و شما و دیمون تنها کسانی هستند که این حلقه های کوچک روز باحال را دارند.
منبع: The Vampire Diaries Season 1They did so thanks to a nifty conjuring trick performed in boardrooms across America last year.
آنها این کار را به لطف یک شعبده باحال که سال گذشته در اتاق های کنفرانس در سراسر آمریکا انجام شد، انجام دادند.
منبع: The Economist (Summary)15 years ago, an Irishman named Darragh O'Connor sold a nifty bit of software that he'd written himself.
15 سال پیش، یک ایرلندی به نام داراگ او کانر یک نرم افزار باحال را که خودش نوشته بود، فروخت.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید