ninny

[ایالات متحده]/'nɪnɪ/
[بریتانیا]/'nɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احمق
Word Forms
جمعninnies

جملات نمونه

Stop being such a ninny and stand up for yourself.

دیگه مثل آدم رفتار کن و از خودت دفاع کن.

Don't be a ninny, just tell them how you feel.

مثل آدم باش، فقط بهشون بگو چه احساسی داری.

She's such a ninny when it comes to horror movies.

وقتی صحبت فیلم‌های ترسناکه، اون خیلی بچه وار رفتار می‌کنه.

I can't believe he's being such a ninny over a little spider.

باورم نمیشه که اون به خاطر یه عنکبوت اینقدر بچه وار رفتار می‌کنه.

Stop acting like a ninny and face your fears.

دیگه مثل بچه وار رفتار نکن و با ترس‌هات روبرو شو.

Don't be a ninny, just try the new food.

مثل آدم باش، فقط غذای جدید رو امتحان کن.

She's always such a ninny when it comes to making decisions.

وقتی صحبت تصمیم‌گیری میشه، اون همیشه خیلی بچه وار رفتار می‌کنه.

He's being a ninny about going on the roller coaster.

اون داره به خاطر سوار شدن به قطار کوستر، بچه وار رفتار می‌کنه.

Stop being a ninny and take the risk.

دیگه مثل بچه وار رفتار نکن و ریسک کن.

She's acting like a ninny because of a little thunder.

اون داره به خاطر یه رعد و برق، بچه وار رفتار می‌کنه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید