non-stop

[ایالات متحده]/ˌnɒnˈstɒp/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˈstɑːp/

ترجمه

adv. بدون توقف؛ به طور مداوم
adj. بدون توقف؛ پیوسته

عبارات و ترکیب‌ها

non-stop flight

پرواز بدون توقف

non-stop service

خدمات بدون وقفه

non-stop rain

باران بدون توقف

non-stop talking

صحبت کردن بدون توقف

non-stop music

موسیقی بدون توقف

non-stop work

کار بدون توقف

non-stop traffic

ترافیک بدون توقف

non-stop laughter

خنده بدون توقف

non-stop support

حمایت بدون توقف

non-stop flow

جریان بدون توقف

جملات نمونه

the train provided non-stop service to new york city.

قطار خدمات بدون توقف به شهر نیویورک ارائه می‌داد.

we enjoyed non-stop music throughout the entire road trip.

ما از موسیقی بدون توقف در طول کل سفر جاده‌ای لذت بردیم.

the comedian delivered a non-stop barrage of jokes.

بازیکن خنده‌دار مجموعه‌ای مداوم از لطیفه‌ها ارائه کرد.

the factory operated on a non-stop production schedule.

کارخانه بر اساس برنامه تولید بدون توقف کار می‌کرد.

she gave a non-stop presentation about the new product.

او یک ارائه بدون توقف در مورد محصول جدید ارائه کرد.

the team played a non-stop, high-energy game.

تیم یک بازی پرانرژی و بدون توقف انجام داد.

the rain continued as a non-stop, dreary downpour.

باران به عنوان یک باران دلگیر و بدون توقف ادامه یافت.

he worked non-stop to finish the project on time.

او بدون توقف برای اتمام پروژه به موقع کار کرد.

the phone rang with a non-stop stream of calls.

تلفن با جریان مداوم تماس‌ها زنگ می‌زد.

the news channel offered non-stop coverage of the event.

شبکه خبری پوشش مداوم رویداد را ارائه کرد.

the band played a non-stop set to the enthusiastic crowd.

گروه یک مجموعه بدون توقف را برای جمعیت مشتاق اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید