non-stop flight
پرواز بدون توقف
non-stop service
خدمات بدون وقفه
non-stop rain
باران بدون توقف
non-stop talking
صحبت کردن بدون توقف
non-stop music
موسیقی بدون توقف
non-stop work
کار بدون توقف
non-stop traffic
ترافیک بدون توقف
non-stop laughter
خنده بدون توقف
non-stop support
حمایت بدون توقف
non-stop flow
جریان بدون توقف
the train provided non-stop service to new york city.
قطار خدمات بدون توقف به شهر نیویورک ارائه میداد.
we enjoyed non-stop music throughout the entire road trip.
ما از موسیقی بدون توقف در طول کل سفر جادهای لذت بردیم.
the comedian delivered a non-stop barrage of jokes.
بازیکن خندهدار مجموعهای مداوم از لطیفهها ارائه کرد.
the factory operated on a non-stop production schedule.
کارخانه بر اساس برنامه تولید بدون توقف کار میکرد.
she gave a non-stop presentation about the new product.
او یک ارائه بدون توقف در مورد محصول جدید ارائه کرد.
the team played a non-stop, high-energy game.
تیم یک بازی پرانرژی و بدون توقف انجام داد.
the rain continued as a non-stop, dreary downpour.
باران به عنوان یک باران دلگیر و بدون توقف ادامه یافت.
he worked non-stop to finish the project on time.
او بدون توقف برای اتمام پروژه به موقع کار کرد.
the phone rang with a non-stop stream of calls.
تلفن با جریان مداوم تماسها زنگ میزد.
the news channel offered non-stop coverage of the event.
شبکه خبری پوشش مداوم رویداد را ارائه کرد.
the band played a non-stop set to the enthusiastic crowd.
گروه یک مجموعه بدون توقف را برای جمعیت مشتاق اجرا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید