nonbinding

[ایالات متحده]/[nɒnˈbaɪndɪŋ]/
[بریتانیا]/[nɑːnˈbaɪndɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر الزام‌آور؛ غیر قابل اجرا؛ غیر الزام‌آور.
adv. به روشی غیر الزام‌آور.

عبارات و ترکیب‌ها

nonbinding agreement

توافق غیر الزام‌آور

nonbinding offer

پیشنهاد غیر الزام‌آور

was nonbinding

غیر الزام‌آور بود

nonbinding recommendation

توصیه غیر الزام‌آور

legally nonbinding

از نظر قانونی غیر الزام‌آور

finding nonbinding

یافتن غیر الزام‌آور

nonbinding terms

شرایط غیر الزام‌آور

strictly nonbinding

به شدت غیر الزام‌آور

being nonbinding

غیر الزام‌آور بودن

nonbinding nature

ماهیت غیر الزام‌آور

جملات نمونه

the agreement was nonbinding and therefore carried little weight.

توافق غیر الزام‌آور بود و در نتیجه وزن کمی داشت.

we signed a nonbinding letter of intent to explore a potential partnership.

ما یک نامه غیر الزام‌آور از اهداف را برای بررسی مشارکت احتمالی امضا کردیم.

the recommendations in the report are nonbinding on the government.

توصیه‌های موجود در گزارش برای دولت الزامی نیستند.

the initial discussions were purely nonbinding, allowing for flexibility.

بحث‌های اولیه کاملاً غیر الزام‌آور بودند و این به ما اجازه انعطاف‌پذیری می‌داد.

the memorandum of understanding is nonbinding, outlining areas of cooperation.

مذکوره‌ توافق‌نامه غیر الزام‌آور است و زمینه‌های همکاری را مشخص می‌کند.

the offer remains nonbinding until a formal contract is signed.

پیشنهاد تا زمانی که یک قرارداد رسمی امضا نشود، غیر الزام‌آور باقی می‌ماند.

the preliminary agreement was intentionally nonbinding to allow for negotiation.

توافق مقدماتی به طور عمدی غیر الزام‌آور بود تا امکان مذاکره فراهم شود.

the nonbinding guidelines provide a framework without imposing strict rules.

دستورالعمل‌های غیر الزام‌آور چارچوبی را بدون تحمیل قوانین سخت‌گیرانه ارائه می‌دهند.

the proposal was nonbinding, giving us room to counteroffer.

پیشنهاد غیر الزام‌آور بود و به ما اجازه داد تا پیشنهاد متقابل ارائه دهیم.

we entered into a nonbinding arrangement to gauge mutual interest.

ما وارد یک توافق غیر الزام‌آور شدیم تا علاقه متقابل را ارزیابی کنیم.

the nonbinding understanding facilitated further discussions.

درک غیر الزام‌آور امکان بحث‌های بیشتر را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید