legallybinding

[ایالات متحده]/ˈliːɡəli ˈbaɪndɪŋ/
[بریتانیا]/ˈliːɡəli ˈbaɪndɪŋ/

ترجمه

adj. دارای اعتبار قانونی (adj.)

جملات نمونه

the contract is legallybinding upon both parties.

این قرارداد از دو طرف به صورت قانونی ملزم است.

this agreement becomes legallybinding when signed.

این قرارداد پس از امضای آن به صورت قانونی ملزم می‌شود.

all terms in the document are legallybinding.

همه شرایط در این سند به صورت قانونی ملزم هستند.

the court ruled that the clause is legallybinding.

دیوان قاضی می‌گوید این بند به صورت قانونی ملزم است.

we need a legallybinding document before proceeding.

قبل از ادامه، ما به یک سند قانونی ملزم نیاز داریم.

the treaty is legallybinding under international law.

این معاهده در قانون بین‌الملل به صورت قانونی ملزم است.

are these terms legallybinding in this jurisdiction?

آیا این شرایط در این قلمرو قانونی ملزم هستند؟

the company issued a legallybinding guarantee.

شرکت یک تضمین قانونی ملزم صادر کرد.

this arrangement is not legallybinding without witnesses.

این ترتیب بدون شاهد به صورت قانونی ملزم نیست.

both parties acknowledged the legallybinding nature of the agreement.

هر دو طرف این قرارداد را به صورت قانونی ملزم شناختند.

a legallybinding signature is required for registration.

برای ثبت، یک امضای قانونی ملزم لازم است.

the legallybinding contract expires next month.

قرارداد قانونی ملزم ماه آینده منقضی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید