noncircular

[ایالات متحده]/nɒnˈsɜːkjʊlə/
[بریتانیا]/nɑnˈsɜrkjələr/

ترجمه

adj. غیر گرد; شکلی که گرد نیست

عبارات و ترکیب‌ها

noncircular motion

حرکت غیر دایره‌ای

noncircular path

مسیر غیر دایره‌ای

noncircular orbit

مدار غیر دایره‌ای

noncircular design

طراحی غیر دایره‌ای

noncircular economy

اقتصاد غیر دایره‌ای

noncircular flow

جریان غیر دایره‌ای

noncircular shape

شکل غیر دایره‌ای

noncircular structure

ساختار غیر دایره‌ای

noncircular movement

حرکت غیر دایره‌ای

noncircular pattern

الگوی غیر دایره‌ای

جملات نمونه

the noncircular path of the satellite surprised the scientists.

مسیر غیردایره‌ای ماهواره دانشمندان را شگفت‌زده کرد.

they designed a noncircular gear to improve efficiency.

آنها یک چرخ دنده غیردایره‌ای برای بهبود کارایی طراحی کردند.

the noncircular shape of the object caused unusual behavior.

شکل غیردایره‌ای جسم باعث بروز رفتار غیرمعمول شد.

in mathematics, noncircular functions can have unique properties.

در ریاضیات، توابع غیردایره‌ای می‌توانند خواص منحصر به فردی داشته باشند.

the artist preferred noncircular designs for her sculptures.

هنرمند طرح‌های غیردایره‌ای را برای مجسمه‌های خود ترجیح می‌داد.

noncircular motion can be more complex than circular motion.

حرکت غیردایره‌ای می‌تواند پیچیده‌تر از حرکت دایره‌ای باشد.

the study focused on the effects of noncircular airflow.

مطالعه بر روی اثرات جریان هوای غیردایره‌ای متمرکز بود.

noncircular orbits can influence climate patterns on earth.

مدار غیردایره‌ای می‌تواند الگوهای آب و هوای زمین را تحت تأثیر قرار دهد.

the engineer explained the benefits of using noncircular components.

مهندس مزایای استفاده از قطعات غیردایره‌ای را توضیح داد.

noncircular strategies can lead to innovative solutions.

استراتژی‌های غیردایره‌ای می‌توانند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید