nonconvertible

[ایالات متحده]/nɒn.kənˈvɜː.tə.bəl/
[بریتانیا]/nɑːn.kənˈvɜːr.tə.bəl/

ترجمه

adj. قابل تبدیل نشدن به شکل دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

nonconvertible bond

اوراق قرضه غیر قابل تبدیل

nonconvertible currency

ارز غیر قابل تبدیل

nonconvertible note

یادداشت غیر قابل تبدیل

nonconvertible asset

دارایی غیر قابل تبدیل

nonconvertible security

سپرده غیر قابل تبدیل

nonconvertible loan

وام غیر قابل تبدیل

nonconvertible preferred

ترجیحی غیر قابل تبدیل

nonconvertible investment

سرمایه‌گذاری غیر قابل تبدیل

nonconvertible share

سهام غیر قابل تبدیل

nonconvertible instrument

ابزار غیر قابل تبدیل

جملات نمونه

the investment was classified as nonconvertible.

سرمایه‌گذاری به عنوان غیرقابل تبدیل طبقه‌بندی شد.

nonconvertible bonds carry a higher risk.

اوراق قرضه غیرقابل تبدیل ریسک بالاتری دارند.

she preferred nonconvertible currencies for her savings.

او ترجیح داد ارز غیرقابل تبدیل را برای پس انداز خود انتخاب کند.

the nonconvertible nature of the asset limits its liquidity.

ماهیت غیرقابل تبدیل دارایی نقدینگی آن را محدود می‌کند.

investors should be aware of nonconvertible options.

سرمایه‌گذاران باید از گزینه‌های غیرقابل تبدیل آگاه باشند.

nonconvertible shares do not allow for exchange into common stock.

سهام غیرقابل تبدیل امکان تبدیل به سهام عادی را فراهم نمی‌کنند.

the company issued nonconvertible preferred stock.

شرکت سهام ممتاز غیرقابل تبدیل منتشر کرد.

nonconvertible loans can be more challenging to manage.

وام‌های غیرقابل تبدیل می‌توانند مدیریت آن‌ها دشوارتر باشد.

he received a nonconvertible certificate as part of the deal.

او به عنوان بخشی از معامله، یک گواهی غیرقابل تبدیل دریافت کرد.

understanding nonconvertible assets is crucial for investors.

درک دارایی‌های غیرقابل تبدیل برای سرمایه‌گذاران بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید