nonoccurrences

[ایالات متحده]/nɒnəˈkʌrənsɪz/
[بریتانیا]/nɑːnəˈkɜːrənsɪz/

ترجمه

n. مواردی از چیزی که اتفاق نمی‌افتد

عبارات و ترکیب‌ها

nonoccurrences report

گزارش عدم وقوع

nonoccurrences analysis

تجزیه و تحلیل عدم وقوع

nonoccurrences data

اطلاعات عدم وقوع

nonoccurrences tracking

ردیابی عدم وقوع

nonoccurrences review

بررسی عدم وقوع

nonoccurrences frequency

تعداد دفعات عدم وقوع

nonoccurrences pattern

الگوی عدم وقوع

nonoccurrences list

لیست عدم وقوع

nonoccurrences summary

خلاصه عدم وقوع

nonoccurrences incidents

حوادث عدم وقوع

جملات نمونه

the report highlighted the nonoccurrences of certain events.

گزارش به عدم وقوع برخی از رویدادها اشاره کرد.

we need to investigate the reasons for these nonoccurrences.

ما باید دلایل این عدم وقوع ها را بررسی کنیم.

nonoccurrences can sometimes be more telling than actual events.

عدم وقوع ها گاهی اوقات می توانند بیشتر از رویدادهای واقعی گویا باشند.

the study focused on the nonoccurrences of specific diseases.

مطالعه بر روی عدم وقوع بیماری های خاص متمرکز بود.

nonoccurrences in the data set raised several questions.

عدم وقوع در مجموعه داده ها سوالات متعددی را مطرح کرد.

understanding nonoccurrences can improve our analysis.

درک عدم وقوع ها می تواند تحلیل ما را بهبود بخشد.

the team noted the nonoccurrences during their review.

تیم عدم وقوع ها را در طول بررسی خود یادداشت کرد.

nonoccurrences of feedback can indicate a lack of engagement.

عدم وقوع بازخورد می تواند نشان دهنده فقدان تعامل باشد.

she was surprised by the nonoccurrences in the survey results.

او از عدم وقوع در نتایج نظرسنجی تعجب کرد.

we must address the nonoccurrences to improve our strategy.

ما باید برای بهبود استراتژی خود به عدم وقوع ها رسیدگی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید