nonpartizans

[ایالات متحده]/nɒnˈpɑːtɪzən/
[بریتانیا]/nɑnˈpɑrtɪzən/

ترجمه

adj. غیرجانبدار یا حزبی نیست; بی‌طرف

عبارات و ترکیب‌ها

nonpartizan support

حمایت غیر فرقه ای

nonpartizan approach

رویکرد غیر فرقه ای

nonpartizan stance

موضع غیر فرقه ای

nonpartizan committee

کمیته غیر فرقه ای

nonpartizan organization

سازمان غیر فرقه ای

nonpartizan analysis

تجزیه و تحلیل غیر فرقه ای

nonpartizan perspective

دیدگاه غیر فرقه ای

nonpartizan election

انتخابات غیر فرقه ای

nonpartizan policy

سیاست غیر فرقه ای

nonpartizan dialogue

گفتگوی غیر فرقه ای

جملات نمونه

the committee aims to be nonpartizan in its decisions.

کمیته هدف دارد در تصمیمات خود غیر جانبدار باشد.

she prefers a nonpartizan approach to political discussions.

او ترجیح می دهد رویکردی غیر جانبدارانه در بحث های سیاسی اتخاذ کند.

the organization promotes nonpartizan values in education.

سازمان ارزش های غیر جانبدارانه را در آموزش ترویج می کند.

a nonpartizan stance can help reduce political tensions.

یک موضع غیر جانبدارانه می تواند به کاهش تنش های سیاسی کمک کند.

nonpartizan observers were invited to monitor the election.

از ناظران غیر جانبدار دعوت شد تا انتخابات را زیر نظر داشته باشند.

the discussion was refreshingly nonpartizan.

بحث به طرز دلپذیری غیر جانبدارانه بود.

he is known for his nonpartizan views on social issues.

او به خاطر دیدگاه های غیر جانبدارانه خود در مورد مسائل اجتماعی شناخته شده است.

nonpartizan organizations are crucial for fair governance.

سازمان های غیر جانبدارانه برای حکومت عادلانه بسیار مهم هستند.

they strive to maintain a nonpartizan perspective in their reports.

آنها تلاش می کنند دیدگاهی غیر جانبدارانه در گزارش های خود حفظ کنند.

the debate was characterized by nonpartizan dialogue.

بحث با دیالوگ غیر جانبدارانه مشخص شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید