nonretainable

[ایالات متحده]/ˌnɒnrɪˈteɪnəbl/
[بریتانیا]/ˌnɑːnrɪˈteɪnəbl/

ترجمه

adj.غیر قابل نگهداری یا حفظ شدن؛ نتوانند نگه داشته یا حفظ کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

nonretainable data

داده غیرقابل بازیابی

nonretainable information

اطلاعات غیرقابل بازیابی

nonretainable assets

دارایی‌های غیرقابل بازیابی

nonretainable records

سوابق غیرقابل بازیابی

nonretainable content

محتوای غیرقابل بازیابی

nonretainable funds

صندوق‌های غیرقابل بازیابی

nonretainable credentials

اعتبارات غیرقابل بازیابی

deemed nonretainable

غیرقابل بازیابی تلقی شده

nonretainable by nature

به طور ذاتی غیرقابل بازیابی

is nonretainable

غیرقابل بازیابی است

جملات نمونه

the system automatically deletes nonretainable data after each session for security purposes.

سیستم به طور خودکار داده‌های غیرقابل نگهداری را پس از هر جلسه به منظور حفظ امنیت حذف می‌کند.

nonretainable memories faded quickly, leaving only vague impressions of that summer.

خاطرات غیرقابل نگهداری به سرعت محو شدند و تنها تصوری مبهم از آن تابستان باقی ماند.

due to privacy regulations, certain information must be classified as nonretainable.

به دلیل مقررات حفظ حریم خصوصی، اطلاعات خاصی باید به عنوان غیرقابل نگهداری طبقه بندی شود.

the cache stores only nonretainable temporary files that are cleared nightly.

حافظه کش فقط فایل‌های موقت غیرقابل نگهداری را ذخیره می‌کند که هر شب پاک می‌شوند.

nonretainable assets like raw materials depreciate rapidly in value.

دارایی‌های غیرقابل نگهداری مانند مواد خام به سرعت در ارزش کاهش می‌یابند.

the protocol requires nonretainable credentials to be discarded immediately after use.

پروتکل نیاز دارد که اطلاعات ورود غیرقابل نگهداری بلافاصله پس از استفاده دور انداخته شوند.

some skills are nonretainable once the muscle memory has been lost.

برخی مهارت‌ها غیرقابل نگهداری هستند، زمانی که حافظه عضلانی از دست رفته است.

nonretainable heat energy dissipates into the atmosphere during the process.

انرژی گرمایی غیرقابل نگهداری در طول فرآیند به اتمسفر پراکنده می‌شود.

the database marks deleted entries as nonretainable to prevent recovery.

پایگاه داده ورودی‌های حذف شده را به عنوان غیرقابل نگهداری علامت‌گذاری می‌کند تا از بازیابی آنها جلوگیری شود.

nonretainable waste products must be disposed of according to environmental guidelines.

محصولات زائد غیرقابل نگهداری باید طبق دستورالعمل‌های زیست محیطی دفع شوند.

temporary passwords are designed to be nonretainable and expire within hours.

رمزهای عبور موقت به گونه‌ای طراحی شده‌اند که غیرقابل نگهداری باشند و در عرض چند ساعت منقضی شوند.

nonretainable signals from the sensor are lost if not processed immediately.

سیگنال‌های غیرقابل نگهداری از سنسور در صورت عدم پردازش فوری از دست می‌روند.

the company treats customer browsing history as nonretainable confidential information.

شرکت سابقه مرور وب مشتریان را به عنوان اطلاعات محرمانه غیرقابل نگهداری تلقی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید