nonviolently

[ایالات متحده]/nɒnˈvaɪələntli/
[بریتانیا]/nɑnˈvaɪələntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که شامل خشونت نمی‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

act nonviolently

عمل غیرخشونت‌آمیز

protest nonviolently

اعتراض غیرخشونت‌آمیز

resist nonviolently

مقاومت غیرخشونت‌آمیز

respond nonviolently

پاسخ غیرخشونت‌آمیز

communicate nonviolently

ارتباط غیرخشونت‌آمیز

organize nonviolently

سازماندهی غیرخشونت‌آمیز

engage nonviolently

درگیر شدن غیرخشونت‌آمیز

intervene nonviolently

دخالت غیرخشونت‌آمیز

negotiate nonviolently

مذاکره غیرخشونت‌آمیز

campaign nonviolently

کمپین غیرخشونت‌آمیز

جملات نمونه

she advocated for change nonviolently.

او به طور غیرخشونت آمیز برای تغییرات دفاع کرد.

they protested nonviolently for their rights.

آنها به طور غیرخشونت آمیز برای حقوق خود اعتراض کردند.

he resolved the conflict nonviolently.

او به طور غیرخشونت آمیز مناقشه را حل کرد.

nonviolently resisting oppression is powerful.

مقاومت غیرخشونت آمیز در برابر ظلم قدرتمند است.

she believes in solving problems nonviolently.

او معتقد است که حل مشکلات به طور غیرخشونت آمیز.

he taught his students to act nonviolently.

او به دانش آموزان خود آموزش داد که به طور غیرخشونت آمیز عمل کنند.

they sought to change policies nonviolently.

آنها به دنبال تغییر سیاست ها به طور غیرخشونت آمیز بودند.

nonviolently advocating for justice is essential.

حمایت غیرخشونت آمیز از عدالت ضروری است.

she expressed her views nonviolently during the debate.

او دیدگاه های خود را به طور غیرخشونت آمیز در طول بحث بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید