temperately

[ایالات متحده]/[ˈtempərətli]/
[بریتانیا]/[ˈtempərətli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای معتدل؛ با اعتدال؛ با خویشتن‌داری؛ بدون افراط.

عبارات و ترکیب‌ها

temperately expressed

بیان معتد

temperately reacting

واکنش معتد

temperately spoken

سخنان معتد

temperately handled

مدیریت معتد

temperately controlled

کنترل معتد

temperately received

دریافت معتد

temperately suggested

پیشنهاد معتد

temperately delivered

ارائه معتد

temperately stated

بیان معتد

temperately responding

پاسخ معتد

جملات نمونه

she temperately declined the offer, stating she needed time to consider.

او با خویشتن‌داری پیشنهاد را رد کرد و گفت که به زمان برای فکر کردن نیاز دارد.

he temperately expressed his disagreement, avoiding any harsh words.

او با خویشتن‌داری مخالفت خود را ابراز کرد و از هرگونه کلمات تند خودداری کرد.

the manager temperately addressed the team, focusing on solutions rather than blame.

مدیر با خویشتن‌داری به تیم پرداخت و بر راه‌حل‌ها تمرکز کرد، نه سرزنش.

temperately reacting to the criticism, she calmly explained her perspective.

او با واکنش خویشتندانه به انتقاد، به آرامی دیدگاه خود را توضیح داد.

the judge temperately ruled in favor of the plaintiff, citing evidence.

قاضی با خویشتن‌داری به نفع خواهان رأی داد و به شواهد استناد کرد.

temperately sipping her tea, she observed the unfolding situation.

او با نوشیدن آرام چای خود، وضعیت در حال وقوع را مشاهده کرد.

he temperately suggested a compromise, hoping to resolve the conflict.

او با پیشنهاد یک مصالحه، امیدوار به حل اختلاف، با خویشتن‌داری پیشنهاد داد.

temperately navigating the difficult conversation, she maintained a calm demeanor.

او با پیمایش با خویشتن‌داری در گفتگوهای دشوار، رفتاری آرام داشت.

the diplomat temperately negotiated the treaty, seeking a peaceful resolution.

دیپلمات با خویشتن‌داری پیمان را مذاکره کرد و به دنبال راه حلی مسالمت آمیز بود.

temperately responding to the email, he drafted a thoughtful reply.

او با پاسخ خویشتندانه به ایمیل، یک پاسخ продуманный تدوین کرد.

she temperately handled the customer complaint, ensuring a positive outcome.

او با خویشتن‌داری به شکایت مشتری رسیدگی کرد و از یک نتیجه مثبت اطمینان حاصل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید