nonworking hours
ساعات غیر کاری
nonworking days
روزهای غیر کاری
nonworking status
وضعیت غیر کاری
nonworking period
دوره غیر کاری
nonworking employees
کارمندان غیر کاری
nonworking time
زمان غیر کاری
nonworking hours policy
سیاست ساعات غیر کاری
nonworking benefits
مزایای غیر کاری
nonworking schedule
برنامه زمان غیر کاری
nonworking conditions
شرایط غیر کاری
the nonworking hours are ideal for relaxation.
ساعات غیر کاری برای استراحت ایده آل هستند.
she decided to take a nonworking day to recharge.
او تصمیم گرفت یک روز غیر کاری برای تجدید قوا بگیرد.
nonworking employees often volunteer in the community.
کارمندان غیر کاری اغلب در جامعه داوطلب می شوند.
during nonworking periods, i enjoy reading books.
در طول دوره های غیر کاری، از خواندن کتاب لذت می برم.
the nonworking status of the machine needs to be addressed.
وضعیت غیر فعال بودن دستگاه باید رسیدگی شود.
they are planning a nonworking retreat for the team.
آنها در حال برنامه ریزی یک سفر غیر کاری برای تیم هستند.
nonworking days provide a break from the daily grind.
روزهای غیر کاری استراحتگاهی از کار روزمره فراهم می کنند.
her nonworking lifestyle allows for more creativity.
سبک زندگی غیر کاری او به خلاقیت بیشتر اجازه می دهد.
he prefers nonworking weekends for family time.
او آخر هفته های غیر کاری را برای وقت گذراندن با خانواده ترجیح می دهد.
nonworking hours can be used for personal projects.
ساعات غیر کاری می تواند برای پروژه های شخصی استفاده شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید