nonworking

[ایالات متحده]/nɒnˈwɜːkɪŋ/
[بریتانیا]/nɑnˈwɜrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیازی به پردازش ندارد، مستقیماً قابل استفاده است؛ بخشی از نیروی کار نیست؛ بدون پرداخت، برای جبران خدمت نیست

عبارات و ترکیب‌ها

nonworking hours

ساعات غیر کاری

nonworking days

روزهای غیر کاری

nonworking status

وضعیت غیر کاری

nonworking period

دوره غیر کاری

nonworking employees

کارمندان غیر کاری

nonworking time

زمان غیر کاری

nonworking hours policy

سیاست ساعات غیر کاری

nonworking benefits

مزایای غیر کاری

nonworking schedule

برنامه زمان غیر کاری

nonworking conditions

شرایط غیر کاری

جملات نمونه

the nonworking hours are ideal for relaxation.

ساعات غیر کاری برای استراحت ایده آل هستند.

she decided to take a nonworking day to recharge.

او تصمیم گرفت یک روز غیر کاری برای تجدید قوا بگیرد.

nonworking employees often volunteer in the community.

کارمندان غیر کاری اغلب در جامعه داوطلب می شوند.

during nonworking periods, i enjoy reading books.

در طول دوره های غیر کاری، از خواندن کتاب لذت می برم.

the nonworking status of the machine needs to be addressed.

وضعیت غیر فعال بودن دستگاه باید رسیدگی شود.

they are planning a nonworking retreat for the team.

آنها در حال برنامه ریزی یک سفر غیر کاری برای تیم هستند.

nonworking days provide a break from the daily grind.

روزهای غیر کاری استراحتگاهی از کار روزمره فراهم می کنند.

her nonworking lifestyle allows for more creativity.

سبک زندگی غیر کاری او به خلاقیت بیشتر اجازه می دهد.

he prefers nonworking weekends for family time.

او آخر هفته های غیر کاری را برای وقت گذراندن با خانواده ترجیح می دهد.

nonworking hours can be used for personal projects.

ساعات غیر کاری می تواند برای پروژه های شخصی استفاده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید