instant noodle
نودل فوری
rice noodle
تهیه غذای برنجی
noodle soup
سوپ رشته
fried noodle
نان برنج سرخ شده
serve the noodles in a shallow bowl.
نودل ها را در یک کاسه کم عمق سرو کنید.
The men are noodles to her.
مردان برای او مانند نودل هستند.
He finished off two bowls of noodles in no time.
او دو کاسه نودل را خیلی سریع خورد.
The main material of Cold Noodle contains white flour, buckwheat flour and fecula.
مواد اصلی رشته فرنگی سرد شامل آرد سفید، آرد جو دوسر و نشاسته است.
Presoak rice noodles (1 bag) in cold water for 20 minutes.
نودل های برنجی (1 بسته) را به مدت 20 دقیقه در آب سرد خیس کنید.
And the Blind snake which is so slimsy like noodles .
و مار کرم نابینا که بسیار نازک مانند نودل است.
He finished off two bowls of chicken noodles soup in no time.
او دو کاسه سوپ نودل مرغ را خیلی سریع خورد.
The product can also be used for frying, stewing, acetarious dishes, noodles, bean noodles and vermicelli.
این محصول را میتوان برای سرخ کردن، پخت حلیم، غذاهای دریایی، رشتهها، رشتههای حبوبات و رشته فرنگی نیز استفاده کرد.
The second day, 286 ask me to eat sparerib noodles, I eat of a happy, break up that matter thoroughly to record.
روز دوم، 286 از من خواستند دنده های نودل بخورم، من با خوشحالی خوردم و آن موضوع را به طور کامل ثبت کردم.
A bowl of noodle and a bowl of puffed ginger, a basin of pollywog and a basin of locust are all seemingly by our side.
یک کاسه رشته فرآوری شده و یک کاسه زنجبیل پف کرده، یک حوضچه قورباغه و یک حوضچه Locust همه به نظر میرسد در کنار ما هستند.
Examination result is appalling, urban chophouse, small noodle shop uses this to plant doubtful and lardy very general.
نتیجه معاینه وحشتناک است، یک رستوران شهری، یک نودل فروشی کوچک از این برای کاشتن بسیار عمومی و چربی مشکوک استفاده می کند.
2, make steel-making to decoke use magnesian noodles or vermicelli made from bean or sweet potato starch (grain) occupation standard;
2، برای استفاده از نودل های منیزیا یا ورمیلی از نشاسته لوبیا یا سیب زمینی شیرین (غلات) در تولید فولاد برای حذف کربن، استاندارد شغلی.
"Book, paper, magazing and playcard, fast noodle, drink and mineral water." The salesman/woman is serving enthusiasticly and humourously.
«کتاب، کاغذ، مجله و کارت بازی، نودل سریع، نوشیدنی و آب معدنی.» فروشنده با شور و نشاط و به طور خنده دار سرو می کند.
Drain 3 lasagne noodles in 1 layer on a kitchen towel and arrange over béchamel in baking dish.
3 رشته رشته پاستا لازانیا را در یک لایه روی یک حوله آشپزخانه آبکش کنید و روی بژامِل در ظرف پخت بچینید.
Artist: Joe Strummer &The Mescaleros Lyrics Song: Mondo Bongo I was patrolling a Pachinko Nude noodle model parlor in the Nefarious zone Hanging out with insects under ducting The C.
هنرمند: جو استرامر و مسکالروس شعر آهنگ: Mondo Bongo من در حال گشت زنی در یک سالن Pachinko، یک سالن مدل نودل برهنه در منطقه Nefarious بودم، با حشرات زیر کانالهای هوا در حال معاشرت بودم. C.
Kelp fresh-wetted noodle through adding germanium is a kind of high nutrient green health new production.It has a lot of characteristics such as high alibility, good appearance and tasty flator.
نودل تازه خیسانده با جلبک که با افزودن ژرمانیوم تهیه شده، یک محصول جدید و سالم با ارزش غذایی بالا است. دارای ویژگیهای زیادی مانند قابلیت جذب بالا، ظاهر خوب و طعم لذیذ است.
He redid the computer system for his student paper, loved to cook and was writing his own cookbook.One of his specialties was snapper poached in tea and served with noodle cake.
او سیستم کامپیوتر را برای مقاله دانشجویی خود دوباره انجام داد، عاشق آشپزی بود و در حال نوشتن کتاب دستور العمل خود بود. یکی از تخصص های او ماهی اسنپر بود که در چای پخته شده و با کیک نودل سرو می شد.
8.Model DGT tiltable electric stock pot HW has such functions as cooking rice, soup,noodles, boiled dumplings, etc.
مدل DGT HW قابلمه برقی شیب دار دارای توابعی مانند پخت برنج، سوپ، رشته، آب پز کردن饺شا و غیره است.
instant noodle
نودل فوری
rice noodle
تهیه غذای برنجی
noodle soup
سوپ رشته
fried noodle
نان برنج سرخ شده
serve the noodles in a shallow bowl.
نودل ها را در یک کاسه کم عمق سرو کنید.
The men are noodles to her.
مردان برای او مانند نودل هستند.
He finished off two bowls of noodles in no time.
او دو کاسه نودل را خیلی سریع خورد.
The main material of Cold Noodle contains white flour, buckwheat flour and fecula.
مواد اصلی رشته فرنگی سرد شامل آرد سفید، آرد جو دوسر و نشاسته است.
Presoak rice noodles (1 bag) in cold water for 20 minutes.
نودل های برنجی (1 بسته) را به مدت 20 دقیقه در آب سرد خیس کنید.
And the Blind snake which is so slimsy like noodles .
و مار کرم نابینا که بسیار نازک مانند نودل است.
He finished off two bowls of chicken noodles soup in no time.
او دو کاسه سوپ نودل مرغ را خیلی سریع خورد.
The product can also be used for frying, stewing, acetarious dishes, noodles, bean noodles and vermicelli.
این محصول را میتوان برای سرخ کردن، پخت حلیم، غذاهای دریایی، رشتهها، رشتههای حبوبات و رشته فرنگی نیز استفاده کرد.
The second day, 286 ask me to eat sparerib noodles, I eat of a happy, break up that matter thoroughly to record.
روز دوم، 286 از من خواستند دنده های نودل بخورم، من با خوشحالی خوردم و آن موضوع را به طور کامل ثبت کردم.
A bowl of noodle and a bowl of puffed ginger, a basin of pollywog and a basin of locust are all seemingly by our side.
یک کاسه رشته فرآوری شده و یک کاسه زنجبیل پف کرده، یک حوضچه قورباغه و یک حوضچه Locust همه به نظر میرسد در کنار ما هستند.
Examination result is appalling, urban chophouse, small noodle shop uses this to plant doubtful and lardy very general.
نتیجه معاینه وحشتناک است، یک رستوران شهری، یک نودل فروشی کوچک از این برای کاشتن بسیار عمومی و چربی مشکوک استفاده می کند.
2, make steel-making to decoke use magnesian noodles or vermicelli made from bean or sweet potato starch (grain) occupation standard;
2، برای استفاده از نودل های منیزیا یا ورمیلی از نشاسته لوبیا یا سیب زمینی شیرین (غلات) در تولید فولاد برای حذف کربن، استاندارد شغلی.
"Book, paper, magazing and playcard, fast noodle, drink and mineral water." The salesman/woman is serving enthusiasticly and humourously.
«کتاب، کاغذ، مجله و کارت بازی، نودل سریع، نوشیدنی و آب معدنی.» فروشنده با شور و نشاط و به طور خنده دار سرو می کند.
Drain 3 lasagne noodles in 1 layer on a kitchen towel and arrange over béchamel in baking dish.
3 رشته رشته پاستا لازانیا را در یک لایه روی یک حوله آشپزخانه آبکش کنید و روی بژامِل در ظرف پخت بچینید.
Artist: Joe Strummer &The Mescaleros Lyrics Song: Mondo Bongo I was patrolling a Pachinko Nude noodle model parlor in the Nefarious zone Hanging out with insects under ducting The C.
هنرمند: جو استرامر و مسکالروس شعر آهنگ: Mondo Bongo من در حال گشت زنی در یک سالن Pachinko، یک سالن مدل نودل برهنه در منطقه Nefarious بودم، با حشرات زیر کانالهای هوا در حال معاشرت بودم. C.
Kelp fresh-wetted noodle through adding germanium is a kind of high nutrient green health new production.It has a lot of characteristics such as high alibility, good appearance and tasty flator.
نودل تازه خیسانده با جلبک که با افزودن ژرمانیوم تهیه شده، یک محصول جدید و سالم با ارزش غذایی بالا است. دارای ویژگیهای زیادی مانند قابلیت جذب بالا، ظاهر خوب و طعم لذیذ است.
He redid the computer system for his student paper, loved to cook and was writing his own cookbook.One of his specialties was snapper poached in tea and served with noodle cake.
او سیستم کامپیوتر را برای مقاله دانشجویی خود دوباره انجام داد، عاشق آشپزی بود و در حال نوشتن کتاب دستور العمل خود بود. یکی از تخصص های او ماهی اسنپر بود که در چای پخته شده و با کیک نودل سرو می شد.
8.Model DGT tiltable electric stock pot HW has such functions as cooking rice, soup,noodles, boiled dumplings, etc.
مدل DGT HW قابلمه برقی شیب دار دارای توابعی مانند پخت برنج، سوپ، رشته، آب پز کردن饺شا و غیره است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید