noontides

[ایالات متحده]/ˈnuːnˌtaɪdz/
[بریتانیا]/ˈnuːnˌtaɪdz/

ترجمه

n. ظهر؛ بالاترین نقطه؛ دوره اوج
adj. مربوط به ظهر

عبارات و ترکیب‌ها

noontides glow

جلبه‌های ظهر

noontides calm

آرامش ظهر

noontides warmth

گرماي ظهر

noontides beauty

زیبایی ظهر

noontides breeze

نسیم ظهر

noontides light

نور ظهر

noontides peace

صلح ظهر

noontides silence

سکوت ظهر

noontides shade

سایه ظهر

noontides sky

آسمان ظهر

جملات نمونه

during the noontides, the sun shines the brightest.

در زمان मध्याه‌روز، خورشید بیشترین روشنایی را دارد.

we often take walks in the park at noontides.

ما اغلب در زمان मध्याه‌روز در پارک قدم می‌زنیم.

noontides are perfect for a refreshing lunch break.

مध्याه‌روز برای یک استراحت ناهار خنک‌کننده عالی است.

the noontides brought a sense of calm to the busy day.

مध्याه‌روز حسی از آرامش را به روز شلوغ آورد.

children love to play outside during the noontides.

بچه‌ها عاشق بازی کردن در فضای باز در زمان मध्याه‌روز هستند.

birds chirp happily during the warm noontides.

پرندگان با خوشحالی در زمان मध्याه‌روزهای گرم جیک جیک می‌کنند.

farmers often rest under trees during noontides.

کشاورزان اغلب در زمان मध्याه‌روز زیر درختان استراحت می‌کنند.

noontides are great for catching up with friends.

مध्याه‌روز برای گپ و گفت با دوستان عالی است.

the city can be quite hot during the noontides.

شهر می‌تواند در زمان मध्याه‌روز بسیار گرم باشد.

she enjoys reading a book during the peaceful noontides.

او از خواندن کتاب در زمان‌های آرام मध्याه‌روز لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید