northeasters

[ایالات متحده]/ˌnɔːθˈiːstər/
[بریتانیا]/ˌnɔrˈiːstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک باد قوی از شمال شرق؛ طوفان یا طوفان بسیار شدید از شمال شرق

عبارات و ترکیب‌ها

northeaster storm

طوفان شمال شرقی

northeaster winds

وزش بادهای شمال شرقی

northeaster conditions

شرایط آب و هوای شمال شرقی

northeaster front

جبهه شمال شرقی

northeaster impact

اثرات شمال شرقی

northeaster system

سیستم شمال شرقی

northeaster alert

هشدار شمال شرقی

northeaster track

مسیر شمال شرقی

northeaster forecast

پیش‌بینی شمال شرقی

northeaster region

منطقه شمال شرقی

جملات نمونه

the northeaster brought strong winds and heavy rain.

وزش بادهای شدید و بارش سنگین در اثر بادهای شمالی رخ داد.

during the northeaster, many people stayed indoors.

در طول بادهای شمالی، بسیاری از مردم در داخل خانه ماندند.

the northeaster is common in the winter months.

بادهای شمالی در ماه‌های زمستان رایج است.

we prepared for the northeaster by stocking up on supplies.

ما با تهیه آذوقه برای بادهای شمالی آماده شدیم.

weather reports warned of a severe northeaster approaching.

گزارش‌های هواشناسی از نزدیک شدن یک بادهای شدید خبر دادند.

the northeaster caused significant disruptions to travel.

بادهای شمالی باعث اختلالات قابل توجهی در سفر شد.

residents are accustomed to the effects of the northeaster.

ساکنان به اثرات بادهای شمالی عادت دارند.

many fishermen avoid going out during a northeaster.

بسیاری از ماهیگیران در طول بادهای شمالی از رفتن بیرون خودداری می‌کنند.

the northeaster is expected to last for several days.

پیش‌بینی می‌شود بادهای شمالی برای چند روز ادامه داشته باشد.

after the northeaster passed, the skies cleared up.

پس از عبور بادهای شمالی، آسمان صاف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید