northers

[ایالات متحده]/ˈnɔːðə/
[بریتانیا]/ˈnɔrðər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باد سرد شمالی؛ باد قوی شمالی

عبارات و ترکیب‌ها

northern lights

شفق قطبی

northern hemisphere

نیمکره شمالی

northern region

منطقه شمال

northern climate

آب و هوای سردسیر

northern border

مرز شمالی

northern territory

سرزمین شمالی

northern culture

فرهنگ شمال

northern winds

وزش بادهای شمالی

northern states

ایالت‌های شمالی

northern exposure

نوردهی شمالی

جملات نمونه

the norther winds bring a chill to the air.

وزش بادهای شمالی، سرما را به هوا می‌آورد.

she moved to the norther region for a new job.

او برای یک شغل جدید به منطقه شمالی نقل مکان کرد.

norther lights are a stunning natural phenomenon.

چراغ‌های شمالی یک پدیده‌ی طبیعی خیره‌کننده هستند.

he enjoys fishing in the norther lakes during summer.

او از ماهیگیری در دریاچه‌های شمالی در طول تابستان لذت می‌برد.

the norther part of the country is known for its mountains.

بخشی شمالی کشور به خاطر کوه‌هایش معروف است.

many animals migrate to the norther areas in winter.

بسیاری از حیوانات در زمستان به مناطق شمالی مهاجرت می‌کنند.

the norther climate can be harsh and unforgiving.

آب و هوای شمالی می‌تواند سخت و بی‌رحم باشد.

traveling to the norther cities can be an adventure.

سفر به شهرهای شمالی می‌تواند یک ماجراجویی باشد.

they planted trees to improve the norther landscape.

آنها درخت کاشتند تا چشم‌انداز شمالی را بهبود بخشند.

the norther regions are rich in natural resources.

مناطق شمالی غنی از منابع طبیعی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید