windstorm

[ایالات متحده]/wɪndstɔːm/
[بریتانیا]/wɪndstɔrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طوفان قوی با بادهای شدید

عبارات و ترکیب‌ها

windstorm warning

هشدار طوفان

windstorm damage

آسیب ناشی از طوفان

windstorm season

فصل طوفان

windstorm alert

هشدار طوفان

windstorm recovery

بازسازی پس از طوفان

windstorm impact

اثرات طوفان

windstorm shelter

پناهگاه طوفان

windstorm safety

ایمنی در برابر طوفان

windstorm forecast

پیش‌بینی طوفان

windstorm watch

نظارت بر طوفان

جملات نمونه

the windstorm caused significant damage to the coastal town.

طوفان باعث خسارت قابل توجهی به شهر ساحلی شد.

we had to cancel our picnic due to the windstorm warning.

به دلیل هشدارهای طوفان، مجبور به لغو پیک‌نیک خود شدیم.

during the windstorm, many trees were uprooted.

در طول طوفان، بسیاری از درختان ریشه کن شدند.

the windstorm knocked out power in several neighborhoods.

طوفان باعث قطع برق در چندین محله شد.

emergency services were on high alert during the windstorm.

خدمات اورژانس در طول طوفان در حالت آماده باش قرار داشتند.

residents were advised to stay indoors during the windstorm.

به ساکنان توصیه شد در طول طوفان در داخل خانه بمانند.

the windstorm swept through the city, leaving a trail of destruction.

طوفان از میان شهر عبور کرد و ردی از ویرانی بر جا گذاشت.

after the windstorm, the cleanup efforts began immediately.

پس از طوفان، تلاش‌های پاکسازی بلافاصله آغاز شد.

it was hard to sleep due to the howling winds of the windstorm.

به دلیل وزش شدید بادهای طوفان، خوابیدن سخت بود.

the windstorm disrupted travel plans for many families.

طوفان برنامه‌های سفر بسیاری از خانواده‌ها را مختل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید