nostrilling

[ایالات متحده]/'nɒstr(ə)l/
[بریتانیا]/'nɑstrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از دو ورودی بینی که هوا می‌تواند از آن عبور کند

جملات نمونه

its nostrils were clotted with blood.

سوراخ‌های بینی‌اش با خون آغشته شده بود.

narial Referring to the nostrils or olfactory organ.

مرتبط با سوراخ‌های بینی یا اندام بویایی.

Her nostrils flared with anger.

سوراخ‌های بینی‌اش از خشم گشاد شدند.

a skirt that flares from the waist; nostrils that flared with anger.

دامن که از کمر باز می شود؛ سوراخ های بینی که از خشم باز می شوند.

if you have a nosebleed, try packing the nostrils with cotton wool.

اگر دچار خونریزی بینی شدید، سعی کنید سوراخ های بینی را با پنبه پر کنید.

These are usually lateral on the nostrils and anterolateral to the excurrent apertures, but may be anterior to the excurrent apertures only.

اینها معمولاً در طرفین سوراخ‌های بینی و در قسمت جلوی دهانه خروجی قرار دارند، اما ممکن است فقط در قسمت جلوی دهانه خروجی باشند.

internasal valve A fleshy flap extending between the nostrils and partly covering the mouth of rays.

دنده بینی یک flap گوشتی که بین سوراخ های بینی امتداد دارد و تا حدودی دهان پرتوها را پوشانده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید