notarizing

[ایالات متحده]/ˈnəʊtəraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnoʊtəraɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل رسمی تأیید یک سند

عبارات و ترکیب‌ها

notarizing documents

تصدیق اسناد

notarizing signatures

تصدیق امضاها

notarizing contracts

تصدیق قراردادها

notarizing agreements

تصدیق توافقنامه‌ها

notarizing forms

تصدیق فرم‌ها

notarizing papers

تصدیق مدارک

notarizing affidavits

تصدیق اظهارنامه‌ها

notarizing transactions

تصدیق تراکنش‌ها

notarizing wills

تصدیق ارثنامه‌ها

notarizing deeds

تصدیق سندها

جملات نمونه

notarizing documents is an important step in the legal process.

تصدیق اسناد یک گام مهم در فرآیند قانونی است.

she is responsible for notarizing the contract.

او مسئولیت تصدیق قرارداد را بر عهده دارد.

they require notarizing to ensure authenticity.

برای اطمینان از اصالت، آنها نیاز به تصدیق دارند.

notarizing a will can prevent disputes among heirs.

تصدیق وصیت‌نامه می‌تواند از بروز اختلافات بین وارثان جلوگیری کند.

he went to the office for notarizing the agreement.

او برای تصدیق توافقنامه به دفتر رفت.

notarizing your signature adds credibility to your documents.

تصدیق امضای شما به اسناد شما اعتبار می‌بخشد.

many banks require notarizing for loan applications.

بانک‌های زیادی برای درخواست وام نیاز به تصدیق دارند.

she has experience in notarizing various legal papers.

او تجربه در تصدیق اسناد قانونی مختلف دارد.

notarizing the affidavit was a quick process.

تصدیق اظهارنامه یک فرآیند سریع بود.

he learned the importance of notarizing in business transactions.

او اهمیت تصدیق در معاملات تجاری را متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید