nothings to lose
هیچ چیز از دست دادن
nothings but trouble
فقط دردسر
nothings at all
هیچ چیز اصلاً
nothings for free
هیچ چیز رایگان
nothings in life
هیچ چیز در زندگی
nothings to worry
هیچ چیز برای نگرانی
nothings to gain
هیچ چیز برای به دست آوردن
nothings more
دیگر هیچ
nothings to hide
هیچ چیز برای پنهان کردن
nothings to say
هیچ چیز برای گفتن
sometimes, it's the little nothings that mean the most.
گاهی اوقات، چیزهای کوچک و بیارزشی هستند که بیشترین معنا را دارند.
he claims to have seen strange nothings in the sky.
او ادعا میکند چیزهای عجیب و غریبی در آسمان دیده است.
in the end, all our worries are just nothings.
در نهایت، تمام نگرانیهای ما فقط چیزهای بیارزشی هستند.
she gave him a few nothings to cheer him up.
او چند چیز بیارزش به او داد تا او را دلگرم کند.
don't let the nothings of life get you down.
نگذارید چیزهای بیارزش زندگی شما را ناراحت کنند.
he realized that the nothings he feared were unfounded.
او متوجه شد که چیزهایی که از آنها میترسید بیاساس بودند.
they were talking about nothings all night long.
آنها تمام شب در مورد چیزهای بیارزش صحبت میکردند.
life is too short to worry about nothings.
زندگی خیلی کوتاه است که بخواهید نگران چیزهای بیارزش باشید.
he often dismisses the nothings that others find important.
او اغلب چیزهایی را که دیگران مهم میدانند، نادیده میگیرد.
nothings to lose
هیچ چیز از دست دادن
nothings but trouble
فقط دردسر
nothings at all
هیچ چیز اصلاً
nothings for free
هیچ چیز رایگان
nothings in life
هیچ چیز در زندگی
nothings to worry
هیچ چیز برای نگرانی
nothings to gain
هیچ چیز برای به دست آوردن
nothings more
دیگر هیچ
nothings to hide
هیچ چیز برای پنهان کردن
nothings to say
هیچ چیز برای گفتن
sometimes, it's the little nothings that mean the most.
گاهی اوقات، چیزهای کوچک و بیارزشی هستند که بیشترین معنا را دارند.
he claims to have seen strange nothings in the sky.
او ادعا میکند چیزهای عجیب و غریبی در آسمان دیده است.
in the end, all our worries are just nothings.
در نهایت، تمام نگرانیهای ما فقط چیزهای بیارزشی هستند.
she gave him a few nothings to cheer him up.
او چند چیز بیارزش به او داد تا او را دلگرم کند.
don't let the nothings of life get you down.
نگذارید چیزهای بیارزش زندگی شما را ناراحت کنند.
he realized that the nothings he feared were unfounded.
او متوجه شد که چیزهایی که از آنها میترسید بیاساس بودند.
they were talking about nothings all night long.
آنها تمام شب در مورد چیزهای بیارزش صحبت میکردند.
life is too short to worry about nothings.
زندگی خیلی کوتاه است که بخواهید نگران چیزهای بیارزش باشید.
he often dismisses the nothings that others find important.
او اغلب چیزهایی را که دیگران مهم میدانند، نادیده میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید