nothings

[ایالات متحده]/ˈnʌθɪŋz/
[بریتانیا]/ˈnʌθɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم یا چیزهای بی اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

nothings to lose

هیچ چیز از دست دادن

nothings but trouble

فقط دردسر

nothings at all

هیچ چیز اصلاً

nothings for free

هیچ چیز رایگان

nothings in life

هیچ چیز در زندگی

nothings to worry

هیچ چیز برای نگرانی

nothings to gain

هیچ چیز برای به دست آوردن

nothings more

دیگر هیچ

nothings to hide

هیچ چیز برای پنهان کردن

nothings to say

هیچ چیز برای گفتن

جملات نمونه

sometimes, it's the little nothings that mean the most.

گاهی اوقات، چیزهای کوچک و بی‌ارزشی هستند که بیشترین معنا را دارند.

he claims to have seen strange nothings in the sky.

او ادعا می‌کند چیزهای عجیب و غریبی در آسمان دیده است.

in the end, all our worries are just nothings.

در نهایت، تمام نگرانی‌های ما فقط چیزهای بی‌ارزشی هستند.

she gave him a few nothings to cheer him up.

او چند چیز بی‌ارزش به او داد تا او را دلگرم کند.

don't let the nothings of life get you down.

نگذارید چیزهای بی‌ارزش زندگی شما را ناراحت کنند.

he realized that the nothings he feared were unfounded.

او متوجه شد که چیزهایی که از آنها می‌ترسید بی‌اساس بودند.

they were talking about nothings all night long.

آنها تمام شب در مورد چیزهای بی‌ارزش صحبت می‌کردند.

life is too short to worry about nothings.

زندگی خیلی کوتاه است که بخواهید نگران چیزهای بی‌ارزش باشید.

he often dismisses the nothings that others find important.

او اغلب چیزهایی را که دیگران مهم می‌دانند، نادیده می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید