nucleate growth
رشد هستهزایی
nucleate phase
فاز هستهزایی
nucleate centers
مراکز هستهزایی
nucleate particles
ذرات هستهزایی
nucleate droplets
قطرههای هستهزایی
nucleate bubbles
حبابهای هستهزایی
nucleate surfaces
سطوح هستهزایی
nucleate sites
محلهای هستهزایی
nucleate crystals
بلورهای هستهزایی
nucleate regions
ناحیههای هستهزایی
the scientist aimed to nucleate crystals in the solution.
دانشمند قصد داشت بلورها را در محلول هستهدهی کند.
they used a seed to nucleate the growth of the new material.
آنها از یک بذر برای هستهدهی رشد ماده جدید استفاده کردند.
the process can nucleate bubbles in the liquid.
این فرآیند میتواند حبابها را در مایع هستهدهی کند.
to nucleate a reaction, we added a catalyst.
برای هستهدهی یک واکنش، ما یک کاتالیزتور اضافه کردیم.
the temperature drop helped nucleate the ice crystals.
کاهش دما به هستهدهی بلورهای یخ کمک کرد.
in nature, certain conditions can nucleate cloud formation.
در طبیعت، شرایط خاصی میتواند تشکیل ابر را هستهدهی کند.
researchers are exploring how to nucleate polymer chains effectively.
محققان در حال بررسی نحوه هستهدهی زنجیرههای پلیمر به طور مؤثر هستند.
the goal was to nucleate a stable phase in the alloy.
هدف هستهدهی یک فاز پایدار در آلیاژ بود.
they studied how to nucleate superconductivity in materials.
آنها نحوه هستهدهی ابررسانایی در مواد را مطالعه کردند.
to nucleate the gel, we adjusted the ph level.
برای هستهدهی ژل، ما سطح pH را تنظیم کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید