nuffinks

[ایالات متحده]/ˈnʌfɪŋks/
[بریتانیا]/ˈnʌfɪŋks/

ترجمه

n. حذف‌های در گویش اینترنتی

عبارات و ترکیب‌ها

them nuffinks

همه چیز

all the nuffinks

همه چیز

nuffinks and stuff

چیزها و چیزهای دیگر

them nuffinks there

آن چیزها

nuffinks like that

چیزهایی به این شکل

some nuffinks

چند چیز

any nuffinks

هر چیزی

no nuffinks

هیچ چیزی

plenty nuffinks

زیادی چیز

them nuffinks here

این چیزها

جملات نمونه

there's nuffinks left in the refrigerator after the party.

پس از پارتو، هیچ چیزی در یخچال باقی نمانده است.

she said nuffinks about the surprise party.

او درباره پارتوی مفاجاتی چیزی نگفت.

nuffinks ever happens in this quiet town.

در این شهر آرام، هرگز چیزی اتفاق نمی‌افتد.

i have nuffinks to do on weekends anymore.

من دیگر هیچ کاری برای انجام در ایام ایتیم ندارم.

nuffinks seems to satisfy him these days.

این روزها چیزی به نظر او رضایت‌بخش نمی‌رسد.

there's nuffinks more annoying than traffic jams.

هیچ چیزی بیشتر از ترافیک‌های گیج‌کننده ناگوار است.

he contributed nuffinks to the project.

او به پروژه چیزی اضافه نکرد.

nuffinks was achieved during the meeting.

در جلسه چیزی به دست نیامد.

she knows nuffinks about computer programming.

او درباره برنامه‌نویسی چیزی نمی‌داند.

nuffinks ever goes wrong in this neighborhood.

در این محله هرگز چیزی اشتباه نمی‌شود.

i have to offer nuffinks but my gratitude.

من تنها می‌توانم چیزی جز قدردانی نکنم.

nuffinks could have prepared me for this news.

هیچ چیزی من را برای این خبر آماده نکرده بود.

there's nuffinks between us anymore.

دیگر چیزی بین ما وجود ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید