nugget

[ایالات متحده]/'nʌgɪt/
[بریتانیا]/'nʌɡɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه یا تکه کوچک (از چیزی، به ویژه طلا)
Word Forms
جمعnuggets
شکل سوم شخص مفردnuggets

عبارات و ترکیب‌ها

chicken nugget

نخودچیق مرغ

golden nugget

نخود طلایی

crispy nugget

نخود ترد

جملات نمونه

a nugget of food.

یک تکه غذا

chicken nuggets are a popular fast food item

نゲット‌های مرغ یک غذای سریع محبوب هستند

gold nuggets were found in the river

تکه‌های طلایی در رودخانه پیدا شد

I love dipping my nuggets in barbecue sauce

من عاشق فرو بردن نゲット‌هایم در سس باربیکیو هستم

she found a nugget of information in the old book

او یک تکه اطلاعات را در کتاب قدیمی پیدا کرد

nuggets of wisdom can be found in unexpected places

تکه‌هایی از خرد را می‌توان در مکان‌های غیرمنتظره پیدا کرد

the prospector struck gold when he found a nugget

متصدی معادن طلا را پیدا کرد وقتی یک تکه پیدا کرد

I prefer chicken nuggets over chicken tenders

من ترجیح می‌دهم نゲット‌های مرغ را به جای تکه‌های مرغ

the teacher shared nuggets of knowledge with the students

معلم تکه‌هایی از دانش را با دانش آموزان به اشتراک گذاشت

the archaeologist discovered a nugget of ancient pottery

باستان‌شناس یک تکه سفال باستانی کشف کرد

the book contained nuggets of inspiration for aspiring writers

کتاب شامل تکه‌هایی از الهام برای نویسندگان مشتاق بود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید