objectionably

[ایالات متحده]/əbˈdʒekʃənəbli/
[بریتانیا]/əbˈdʒekʃənəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی ناخوشایند؛ به طرز توهین‌آمیز؛ غیرقابل قبول

عبارات و ترکیب‌ها

objectionably vague

Persian_translation

جملات نمونه

today's political discourse often features objectionably loud rhetoric that drowns out meaningful dialogue.

گفتمان سیاسی امروز اغلب دارای لحن‌های بیش از حد بلند است که دیالوگ‌های معنادار را خفه می‌کند.

the neighbor's objectionably loud music kept the entire apartment building awake all night.

موسیقی بیش از حد بلند همسایه باعث بیدار ماندن کل ساختمان آپارتمانی در طول شب شد.

his objectionably rude behavior at the dinner table embarrassed everyone present.

رفتار بیش از حد بی‌ادبانه او در سر میز شام باعث شرمساری همه حاضران شد.

the advertisement was objectionably offensive to many viewers and was quickly pulled.

تبلیغ برای بسیاری از بینندگان به شدت توهین‌آمیز بود و به سرعت حذف شد.

she spoke in an objectionably vulgar manner that shocked the conservative audience.

او به روشی بیش از حد زننده صحبت کرد که مخاطبان محافظه‌کار را شوکه کرد.

the politician's objectionably biased reporting ignored critical facts and context.

گزارش‌دهی جانبدارانه بیش از حد سیاستمدار، حقایق و زمینه‌های مهم را نادیده گرفت.

their objectionably selfish actions during the crisis revealed their true character.

اقدامات بیش از حد خودخواهانه آنها در طول بحران، شخصیت واقعی آنها را نشان داد.

the ceo's objectionably arrogant attitude alienated both employees and board members.

حرف و عمل بیش از حد مغرانه مدیرعامل، هم کارمندان و هم اعضای هیئت مدیره را بیگانه کرد.

the talk show host's objectionably partisan comments sparked widespread controversy.

اظهارات بیش از حد حزب‌گرا میزبان برنامه گفت‌وگو، باعث جنجال گسترده شد.

his objectionably dishonest business practices eventually led to legal consequences.

روش‌های تجاری بیش از حد نادرست او در نهایت منجر به عواقب قانونی شد.

the documentary presented an objectionably one-sided perspective on the complex issue.

مستند دیدگاهی بیش از حد یک‌طرفه در مورد این موضوع پیچیده ارائه داد.

the restaurant's objectionably slow service frustrated the hungry customers.

خدمات بیش از حد کند رستوران باعث ناامیدی مشتریان گرسنه شد.

her objectionably prying questions made the interview extremely uncomfortable.

سوالات بیش از حد کنجکاوانه او باعث شد مصاحلمه بسیار ناراحت‌کننده باشد.

the new neighbor's objectionably messy lawn became an eyesore for the whole street.

چمنزار بیش از حد نامرتب همسایه جدید، به یک منظره ناخوشایند برای کل خیابان تبدیل شد.

his objectionably insensitive comments about the tragedy deeply wounded the affected families.

اظهارات بیش از حد بی‌حساسانه او در مورد این فاجعه، خانواده‌های آسیب‌دیده را عمیقاً آزار داد.

the proposed development plan was objectionably vague on environmental protections.

طرح توسعه پیشنهادی در مورد حفاظت از محیط زیست به طور بیش از حد مبهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید