obturator

[ایالات متحده]/ˈɒb.tʃʊ.reɪ.tər/
[بریتانیا]/ˈɑːb.tʃə.reɪ.tər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای که برای پر کردن یا بستن یک باز Opening استفاده می‌شود؛ یک وسیله پزشکی که یک Passage را مسدود می‌کند؛ یک جسم جامد که مانع یا Seal می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

obturator nerve

عصب لگنی

obturator foramen

سوراخ استخوان لگن

obturator muscle

عضله لگنی

obturator internus

لگنی داخلی

obturator externus

لگنی بیرونی

obturator sign

علامت لگنی

obturator hernia

فتق لگنی

obturator reflex

رفلکس لگنی

obturator canal

کانال لگنی

obturator artery

سرخرگ لگنی

جملات نمونه

the surgeon used an obturator during the procedure.

جراح در طول عمل از یک باز کننده استفاده کرد.

obturators are essential in certain medical applications.

باز کننده ها در کاربردهای خاص پزشکی ضروری هستند.

he explained how the obturator works in detail.

او نحوه عملکرد باز کننده را به طور مفصل توضیح داد.

the dentist recommended an obturator for the patient.

دندانپزشک یک باز کننده را برای بیمار توصیه کرد.

obturators can help improve speech in patients.

باز کننده ها می توانند به بهبود گفتار در بیماران کمک کنند.

she felt more comfortable with the obturator in place.

او با وجود باز کننده احساس راحتی بیشتری کرد.

the design of the obturator is crucial for its effectiveness.

طراحی باز کننده برای اثربخشی آن بسیار مهم است.

he learned how to fit an obturator properly.

او یاد گرفت که چگونه یک باز کننده را به درستی جا بزند.

obturators are often used in prosthetic devices.

باز کننده ها اغلب در وسایل протеز استفاده می شوند.

the obturator helps seal the oral cavity.

باز کننده به مهر و موم حفره دهان کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید