occludes

[ایالات متحده]/əˈkluːdz/
[بریتانیا]/əˈkluːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مسدود کردن یا مانع شدن؛ جلوگیری از عبور یا جریان؛ جذب (گاز)

عبارات و ترکیب‌ها

occludes vision

مسدود کردن دید

occludes light

مسدود کردن نور

occludes airflow

مسدود کردن جریان هوا

occludes blood

مسدود کردن خون

occludes passage

مسدود کردن راهرو

occludes sound

مسدود کردن صدا

occludes space

مسدود کردن فضا

occludes view

مسدود کردن منظره

occludes access

مسدود کردن دسترسی

occludes pathway

مسدود کردن مسیر

جملات نمونه

the thick fog occludes the view of the mountains.

مه غلیظ منظره کوه‌ها را پنهان می‌کند.

in winter, snow often occludes the roads.

در زمستان، برف اغلب جاده‌ها را مسدود می‌کند.

excessive fat can occlude blood vessels.

چربی بیش از حد می‌تواند رگ‌های خونی را مسدود کند.

her long hair occludes her face in the photograph.

موهای بلندش چهره‌اش را در عکس پنهان می‌کند.

the tree branches occlude the sunlight.

شاخه های درخت نور خورشید را مسدود می کنند.

dust can occlude the filters in the air conditioning system.

گرد و غبار می‌تواند فیلترهای سیستم تهویه مطبوع را مسدود کند.

heavy smoke occludes the entrance to the building.

دود غلیظ ورودی ساختمان را پنهان می‌کند.

the cloud cover occludes the stars at night.

پوشش ابری ستارگان را در شب پنهان می‌کند.

the tumor occludes the airway, making it difficult to breathe.

تومور راه هوایی را مسدود می‌کند و تنفس را دشوار می‌کند.

she wore sunglasses that occluded her eyes from the bright sun.

او عینک آفتابی پوشیده بود که چشمانش را از نور خورشید محافظت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید