offbeats rhythm
ریتمهای نامنظم
offbeats style
سبک نامنظم
offbeats music
موسیقی نامنظم
offbeats sound
صدای نامنظم
offbeats dance
رقص نامنظم
offbeats notes
نتهای نامنظم
offbeats patterns
الگوهای نامنظم
offbeats timing
زمانبندی نامنظم
offbeats vibe
فضای نامنظم
offbeats groove
ریتم جذاب
his offbeats in the rhythm made the song unique.
ریتمهای نامنظم او باعث منحصر به فرد شدن آهنگ شدند.
she enjoys dancing to offbeats in jazz music.
او از رقصیدن با ریتمهای نامنظم در موسیقی جاز لذت میبرد.
offbeats can create a sense of surprise in a composition.
ریتمهای نامنظم میتوانند حس تعجب را در یک قطعه ایجاد کنند.
composers often use offbeats to add complexity to their pieces.
آهنگسازان اغلب از ریتمهای نامنظم برای افزودن پیچیدگی به آثار خود استفاده میکنند.
the drummer highlighted the offbeats during the performance.
در طول اجرا، نوازنده درام ریتمهای نامنظم را برجسته کرد.
offbeats can make a dance more interesting and lively.
ریتمهای نامنظم میتوانند یک رقص را جالبتر و پرانرژیتر کنند.
he has a knack for finding offbeats in popular songs.
او استعداد پیدا کردن ریتمهای نامنظم در آهنگهای محبوب را دارد.
the offbeats in her speech captured everyone's attention.
ریتمهای نامنظم در سخنرانی او توجه همه را جلب کرد.
musicians often practice offbeats to improve their timing.
موسیقیدانان اغلب ریتمهای نامنظم را تمرین میکنند تا زمانبندی خود را بهبود بخشند.
understanding offbeats is essential for jazz musicians.
درک ریتمهای نامنظم برای نوازندگان جاز ضروری است.
offbeats rhythm
ریتمهای نامنظم
offbeats style
سبک نامنظم
offbeats music
موسیقی نامنظم
offbeats sound
صدای نامنظم
offbeats dance
رقص نامنظم
offbeats notes
نتهای نامنظم
offbeats patterns
الگوهای نامنظم
offbeats timing
زمانبندی نامنظم
offbeats vibe
فضای نامنظم
offbeats groove
ریتم جذاب
his offbeats in the rhythm made the song unique.
ریتمهای نامنظم او باعث منحصر به فرد شدن آهنگ شدند.
she enjoys dancing to offbeats in jazz music.
او از رقصیدن با ریتمهای نامنظم در موسیقی جاز لذت میبرد.
offbeats can create a sense of surprise in a composition.
ریتمهای نامنظم میتوانند حس تعجب را در یک قطعه ایجاد کنند.
composers often use offbeats to add complexity to their pieces.
آهنگسازان اغلب از ریتمهای نامنظم برای افزودن پیچیدگی به آثار خود استفاده میکنند.
the drummer highlighted the offbeats during the performance.
در طول اجرا، نوازنده درام ریتمهای نامنظم را برجسته کرد.
offbeats can make a dance more interesting and lively.
ریتمهای نامنظم میتوانند یک رقص را جالبتر و پرانرژیتر کنند.
he has a knack for finding offbeats in popular songs.
او استعداد پیدا کردن ریتمهای نامنظم در آهنگهای محبوب را دارد.
the offbeats in her speech captured everyone's attention.
ریتمهای نامنظم در سخنرانی او توجه همه را جلب کرد.
musicians often practice offbeats to improve their timing.
موسیقیدانان اغلب ریتمهای نامنظم را تمرین میکنند تا زمانبندی خود را بهبود بخشند.
understanding offbeats is essential for jazz musicians.
درک ریتمهای نامنظم برای نوازندگان جاز ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید