offendors

[ایالات متحده]/əˈfɛndərz/
[بریتانیا]/əˈfɛndərz/

ترجمه

n. شکل جمع از offendor؛ فردی که مرتکب جرم یا تجاوز می‌شود؛ (مقصدی)

عبارات و ترکیب‌ها

first-time offendors

متخلفان برای اولین بار

repeat offendors

متخلفان تکرار شونده

young offendors

متخلفان جوان

violent offendors

متخلفان خشن

serial offendors

متخلفان سریالی

hunt offendors

شکار متخلفان

punish offendors

مجازات متخلفان

prosecute offendors

رهگیری متخلفان

register offendors

ثبت نام متخلفان

rehab offendors

بازتوانی متخلفان

جملات نمونه

first-time offenders often receive lighter sentences than repeat offenders.

افراد متخلف برای اولین بار اغلب مجازات‌های سبک‌تری نسبت به تکرارکنندگان دریافت می‌کنند.

the program aims to rehabilitate young offenders and reduce recidivism rates.

این برنامه با هدف توانایی‌بخشی به مجرمان جوان و کاهش نرخ بازگشت به جرم طراحی شده است.

juvenile offenders should be treated differently from adult offenders in the justice system.

مجرمان نوجوان باید در سیستم قضایی به گونه‌ای متفاوت از مجرمان بزرگسال رفتار شوند.

police are using new technology to track sex offenders more effectively.

پلیس از فناوری جدید برای ردیابی مؤثرتر مجرمان جنسی استفاده می‌کند.

repeat offenders face harsher penalties under the new criminal justice policy.

تکرارکنندگان تحت سیاست جدید عدالت کیفری با مجازات‌های سخت‌گیرانه‌تری مواجه هستند.

the court ordered violent offenders to attend anger management programs.

دادگاه دستور داد مجرمان خشن در برنامه‌های مدیریت خشم شرکت کنند.

community service provides an alternative to imprisonment for non-violent offenders.

خدمات اجتماعی یک جایگزین برای زندان برای مجرمان غیرخشونت‌آمیز فراهم می‌کند.

social workers play a crucial role in supporting offenders' reintegration into society.

کارگران اجتماعی نقش مهمی در حمایت از بازگشت مجرمان به جامعه ایفا می‌کنند.

the government has implemented stricter monitoring for high-risk offenders.

دولت نظارت سختگیرانه‌تری را برای مجرمان پرخطر اجرا کرده است.

young offenders institutions provide education and vocational training for juvenile inmates.

مؤسسات مجرمان جوان آموزش و آموزش حرفه‌ای را برای زندانیان نوجوان فراهم می‌کنند.

victims often struggle to forgive offenders who show no remorse for their crimes.

متاثران اغلب برای بخشیدن مجرمانانی که هیچ پشیمانی برای جنایات خود نشان نمی‌دهند، تلاش می‌کنند.

rehabilitation programs have proven successful in reducing reoffending rates among eligible offenders.

برنامه‌های توانایی‌بخشی در کاهش نرخ بازگشت به جرم در میان مجرمان واجد شرایط موفقیت‌آمیز بوده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید