offeree

[ایالات متحده]/[ɒˈfɪːri]/
[بریتانیا]/[ɔːˈfiːri]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به او پیشنهادی ارائه می‌شود؛ شخصی که دریافت‌کننده مورد نظر یک پیشنهاد است.
Word Forms
جمعofferees

عبارات و ترکیب‌ها

offeree accepts

پذیرش پیشنهاد توسط گیرنده

offeree declines

رد پیشنهاد توسط گیرنده

potential offeree

گیرنده بالقوه

offeree's right

حق گیرنده

offeree's option

انتخاب گیرنده

being an offeree

گیرنده بودن

offeree's response

پاسخ گیرنده

the offeree

گیرنده

offeree liability

مسئولیت گیرنده

offeree status

وضعیت گیرنده

جملات نمونه

the offeree had the right to accept or reject the offer.

خریدار حق پذیرفتن یا رد پیشنهاد را داشت.

was the offeree aware of the terms and conditions?

آیا خریدار از شرایط و ضوابط آگاه بود؟

the offeree carefully considered the offer before responding.

خریدار قبل از پاسخ دادن، پیشنهاد را با دقت در نظر گرفت.

the company sought an offeree willing to invest.

شرکت به دنبال خریداری بود که مایل به سرمایه گذاری بود.

an enthusiastic offeree quickly accepted the proposal.

یک خریدار مشتاق به سرعت پیشنهاد را پذیرفت.

the offeree’s decision impacted the project timeline.

تصمیم خریدار بر جدول زمانی پروژه تأثیر گذاشت.

we need to identify a suitable offeree for the contract.

ما باید یک خریدار مناسب برای قرارداد شناسایی کنیم.

the offeree’s counteroffer changed the negotiation.

پیشنهاد متقابل خریدار مذاکرات را تغییر داد.

the initial offeree declined the opportunity.

خریدار اولیه از این فرصت امتناع کرد.

the offeree’s acceptance was communicated in writing.

پذیرش خریدار به صورت کتبی اعلام شد.

we are looking for an offeree with relevant experience.

ما به دنبال خریداری با تجربه مرتبط هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید