officialeses

[ایالات متحده]/əˌfɪʃ.əlˈiːz/
[بریتانیا]/əˌfɪʃ.əlˈiz/

ترجمه

n. زبانی که با عبارات بوروکراتیک یا رسمی مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

officialese language

زبان رسمی

officialese style

سبک رسمی

officialese jargon

واژگان تخصصی رسمی

officialese document

سند رسمی

officialese tone

لحن رسمی

officialese terms

اصطلاحات رسمی

officialese phrases

عبارات رسمی

officialese writing

نگارش رسمی

officialese communication

ارتباطات رسمی

officialese guidelines

دستورالعمل‌های رسمی

جملات نمونه

officialese can often make simple messages seem complicated.

زبان رسمی اغلب می‌تواند پیام‌های ساده را پیچیده جلوه دهد.

many people find officialese difficult to understand.

بسیاری از مردم زبان رسمی را درک کردن آن را دشوار می‌دانند.

he wrote the report in officialese, making it hard to read.

او گزارش را به زبان رسمی نوشت و خواندن آن را دشوار کرد.

officialese is often criticized for its lack of clarity.

زبان رسمی اغلب به دلیل فقدان وضوح مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

the document was filled with officialese jargon.

سند پر از اصطلاحات تخصصی زبان رسمی بود.

translating officialese into plain language is essential.

ترجمه زبان رسمی به زبان ساده ضروری است.

she prefers straightforward communication over officialese.

او ترجیح می‌دهد به جای زبان رسمی، ارتباطی مستقیم و ساده داشته باشد.

reducing officialese can improve public understanding.

کاهش زبان رسمی می‌تواند درک عمومی را بهبود بخشد.

officialese often alienates the general public.

زبان رسمی اغلب مردم عادی را بیگانه می‌کند.

he avoided using officialese in his speech.

او از استفاده از زبان رسمی در سخنرانی خود خودداری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید