the house looked oldly with its weathered paint and sagging roof.
خانه با رنگهای فرسوده و سقفی که پایینتر رفته به نظر قدیمی میرسید.
she dressed oldly in vintage clothes from the 1950s.
او با لباسهای گذشته از دهه 1950 به نظر قدیمی میرسید.
the music sounded oldly, reminiscent of jazz from the swing era.
موسیقی به نظر قدیمی میرسید و به جاز دوره سوئینگ یادآوری میکرد.
he behaves oldly, always preferring traditional values.
او به نظر قدیمی میرسید و همیشه ارزشهای سنتی را ترجیح میداد.
the antique clock ticked oldly in the quiet room.
ساعت قدیمی در اتاق آرام در حال تیکزدن به نظر قدیمی میرسید.
the mansion appeared oldly despite the recent renovations.
این خانهی بزرگ با وجود تجدید نظرات اخیر به نظر قدیمی میرسید.
the photograph looked oldly, with faded colors and torn edges.
عکس به نظر قدیمی میرسید، با رنگهای فاصلهگرفته و لبههای پارچهشده.
she spoke oldly, using phrases from another century.
او با استفاده از عباراتی از قرن دیگر به نظر قدیمی میرسید.
the garden felt oldly, with ancient trees and moss-covered stones.
باغ به نظر قدیمی میرسید، با درختان باستانی و سنگهای پوشیده از مخمر.
the book smelled oldly, its pages yellowed with age.
کتاب بوی قدیمی داشت، صفحاتش به دلیل گذشت زمان زرد شده بود.
the village looked oldly, with cobblestone streets and medieval buildings.
روستا به نظر قدیمی میرسید، با خیابانهای سنگی و ساختمانهای میانهای.
his mannerisms seemed oldly for someone so young.
رفتارهای او برای یک نفر جوان به نظر قدیمی میرسید.
the house looked oldly with its weathered paint and sagging roof.
خانه با رنگهای فرسوده و سقفی که پایینتر رفته به نظر قدیمی میرسید.
she dressed oldly in vintage clothes from the 1950s.
او با لباسهای گذشته از دهه 1950 به نظر قدیمی میرسید.
the music sounded oldly, reminiscent of jazz from the swing era.
موسیقی به نظر قدیمی میرسید و به جاز دوره سوئینگ یادآوری میکرد.
he behaves oldly, always preferring traditional values.
او به نظر قدیمی میرسید و همیشه ارزشهای سنتی را ترجیح میداد.
the antique clock ticked oldly in the quiet room.
ساعت قدیمی در اتاق آرام در حال تیکزدن به نظر قدیمی میرسید.
the mansion appeared oldly despite the recent renovations.
این خانهی بزرگ با وجود تجدید نظرات اخیر به نظر قدیمی میرسید.
the photograph looked oldly, with faded colors and torn edges.
عکس به نظر قدیمی میرسید، با رنگهای فاصلهگرفته و لبههای پارچهشده.
she spoke oldly, using phrases from another century.
او با استفاده از عباراتی از قرن دیگر به نظر قدیمی میرسید.
the garden felt oldly, with ancient trees and moss-covered stones.
باغ به نظر قدیمی میرسید، با درختان باستانی و سنگهای پوشیده از مخمر.
the book smelled oldly, its pages yellowed with age.
کتاب بوی قدیمی داشت، صفحاتش به دلیل گذشت زمان زرد شده بود.
the village looked oldly, with cobblestone streets and medieval buildings.
روستا به نظر قدیمی میرسید، با خیابانهای سنگی و ساختمانهای میانهای.
his mannerisms seemed oldly for someone so young.
رفتارهای او برای یک نفر جوان به نظر قدیمی میرسید.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now