omentums

[ایالات متحده]/əʊˈmɛntəmz/
[بریتانیا]/oʊˈmɛntəmz/

ترجمه

n.[آناتومی] غشاء

عبارات و ترکیب‌ها

gaining omentums

کسب قدرت

building omentums

ایجاد قدرت

losing omentums

از دست دادن قدرت

momentum shifts

تغییرات مومنتوم

positive omentums

قدرت مثبت

negative omentums

قدرت منفی

sustaining omentums

حفظ قدرت

accelerating omentums

تسریع قدرت

dynamic omentums

قدرت پویایی

shifting omentums

تغییر قدرت

جملات نمونه

we need to build on the current omentums.

ما باید بر اساس روندهای فعلی پیشرفت کنیم.

the project gained significant omentums last quarter.

این پروژه در سه ماهه گذشته روندهای قابل توجهی به دست آورد.

they are trying to maintain their omentums in the market.

آنها سعی می کنند روندهای خود را در بازار حفظ کنند.

omentums can be lost if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشود، می توان روندها را از دست داد.

our team has built strong omentums for success.

تیم ما روندهای قوی برای موفقیت ایجاد کرده است.

it's crucial to capitalize on positive omentums.

بهره گیری از روندهای مثبت بسیار مهم است.

they experienced a downturn after losing their omentums.

آنها پس از از دست دادن روندهای خود با کاهش مواجه شدند.

omentums in sales have doubled this year.

روندهای فروش امسال دو برابر شده است.

we should analyze the factors contributing to our omentums.

ما باید عواملی را که به روندهای ما کمک می کنند تجزیه و تحلیل کنیم.

omentums are essential for achieving long-term goals.

روندها برای دستیابی به اهداف بلند مدت ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید