one-armed

[ایالات متحده]/[ˈwʌn ˈɑːmd]/
[بریتانیا]/[ˈwʌn ˈɑːrmd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یک بازو؛ فاقد یک بازو؛ مبتلا به نقص در بازو.
n. شخصی که تنها یک بازو دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

one-armed bandit

ماشین حکم‌خواه یک‌دست

one-armed robber

رقبه‌گر یک‌دست

one-armed man

مرد یک‌دست

becoming one-armed

شدن یک‌دست

one-armed wonder

عجیب یک‌دست

one-armed approach

رویکرد یک‌دست

one-armed solution

راه‌حل یک‌دست

one-armed struggle

مبارزه یک‌دست

one-armed sailor

دریانورد یک‌دست

one-armed police

پلیس یک‌دست

جملات نمونه

the one-armed man cast a shadow across the room.

مرد یک‌دست سایه‌ای روی کلید خواند.

he felt like a one-armed robber trying to steal a bank.

او احساس می‌کرد مانند یک راپر یک‌دست که در حال سرقت بانک است.

it's like trying to fight a battle with one-armed.

مثل این است که در حال سعی برای نبرد با یک‌دست هستید.

the one-armed athlete amazed the crowd with his skill.

ورزشکار یک‌دست با مهارت‌اش جمع زیادی را شگفت‌انگیز کرد.

he's a one-armed wonder, performing incredible feats.

او یک عجیب یک‌دست است که انجام می‌دهد اقدامات نادر.

the one-armed painter created a beautiful landscape.

نقاش یک‌دست یک منظره زیبایی ایجاد کرد.

despite being one-armed, he remained incredibly resilient.

با وجود یک‌دست بودن، او به طور نابدil به مقاومت داشت.

the one-armed sailor navigated the ship through the storm.

کشتی‌گر یک‌دست کشتی را از طوفان عبور داد.

he faced the challenge as a one-armed man would.

او چالش را مانند یک مرد یک‌دست مواجه کرد.

the one-armed boxer surprised everyone with his power.

بُکسر یک‌دست با قدرت‌اش همه را شگفت‌انگیز کرد.

it was a difficult task for a one-armed individual.

این یک کار دشوار برای فرد یک‌دست بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید