one-day trip
سفر یک روزه
one-day event
رویداد یک روزه
one-day pass
گذر یک روزه
one-day sale
حراج یک روزه
one-day challenge
چالش یک روزه
one-day wonder
معجزه یک روزه
one-day forecast
پیشبینی یک روزه
one-day closure
تعطیلی یک روزه
one-day notice
اطلاع یک روزه
one-day ahead
یک روز زودتر
i dream of one-day owning a cozy cabin in the mountains.
من رویای داشتن یک کلبه دنج در کوهها را در یک روز خواهم داشت.
one-day, i want to travel to japan and experience the culture.
یک روز، میخواهم به ژاپن سفر کنم و فرهنگ آنجا را تجربه کنم.
she hopes one-day to publish her novel and share it with the world.
او امیدوار است یک روز رمان خود را منتشر کند و آن را با جهان به اشتراک بگذارد.
he’s saving money with the goal of one-day buying a vintage car.
او در حال پسانداز پول با هدف خرید یک ماشین کلاسیک در یک روز است.
one-day, we’ll all be working from home, i predict.
یک روز، همه ما از خانه کار خواهیم کرد، من پیشبینی میکنم.
they plan on one-day starting a small business together.
آنها قصد دارند یک روز یک کسب و کار کوچک را با هم شروع کنند.
i’m looking forward to one-day seeing the northern lights.
من مشتاقانه منتظر دیدن شفق قطبی در یک روز هستم.
one-day, i’d like to learn how to play the guitar.
یک روز، دوست دارم یاد بگیرم چگونه گیتار بزنم.
he mentioned one-day wanting to climb mount everest.
او به این اشاره کرد که یک روز میخواهد به کوه اورست صعود کند.
it’s a long shot, but one-day i’ll finish writing my screenplay.
یک احتمال دور است، اما یک روز فیلمنامهام را تمام خواهم کرد.
one-day, i hope to volunteer at an animal shelter.
امیدوارم یک روز داوطلبانه در یک سرپناه حیوانات کار کنم.
one-day trip
سفر یک روزه
one-day event
رویداد یک روزه
one-day pass
گذر یک روزه
one-day sale
حراج یک روزه
one-day challenge
چالش یک روزه
one-day wonder
معجزه یک روزه
one-day forecast
پیشبینی یک روزه
one-day closure
تعطیلی یک روزه
one-day notice
اطلاع یک روزه
one-day ahead
یک روز زودتر
i dream of one-day owning a cozy cabin in the mountains.
من رویای داشتن یک کلبه دنج در کوهها را در یک روز خواهم داشت.
one-day, i want to travel to japan and experience the culture.
یک روز، میخواهم به ژاپن سفر کنم و فرهنگ آنجا را تجربه کنم.
she hopes one-day to publish her novel and share it with the world.
او امیدوار است یک روز رمان خود را منتشر کند و آن را با جهان به اشتراک بگذارد.
he’s saving money with the goal of one-day buying a vintage car.
او در حال پسانداز پول با هدف خرید یک ماشین کلاسیک در یک روز است.
one-day, we’ll all be working from home, i predict.
یک روز، همه ما از خانه کار خواهیم کرد، من پیشبینی میکنم.
they plan on one-day starting a small business together.
آنها قصد دارند یک روز یک کسب و کار کوچک را با هم شروع کنند.
i’m looking forward to one-day seeing the northern lights.
من مشتاقانه منتظر دیدن شفق قطبی در یک روز هستم.
one-day, i’d like to learn how to play the guitar.
یک روز، دوست دارم یاد بگیرم چگونه گیتار بزنم.
he mentioned one-day wanting to climb mount everest.
او به این اشاره کرد که یک روز میخواهد به کوه اورست صعود کند.
it’s a long shot, but one-day i’ll finish writing my screenplay.
یک احتمال دور است، اما یک روز فیلمنامهام را تمام خواهم کرد.
one-day, i hope to volunteer at an animal shelter.
امیدوارم یک روز داوطلبانه در یک سرپناه حیوانات کار کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید