single-day

[ایالات متحده]/[ˈsɪŋɡəl ˈdeɪ]/
[بریتانیا]/[ˈsɪŋɡəl ˈdeɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره ۲۴ ساعته؛ یک رویداد یا فعالیت که در یک دوره ۲۴ ساعته اتفاق می‌افتد.
adj. رخ دادن یا انجام دادن در طول یک دوره ۲۴ ساعته.

عبارات و ترکیب‌ها

single-day ticket

بلیط یک روزه

single-day event

رویداد یک روزه

single-day record

رکورد یک روزه

single-day sales

فروش یک روزه

single-day high

بالاترین رکورد یک روزه

single-day low

پایین‌ترین رکورد یک روزه

single-day pass

گذرگاه یک روزه

single-day trip

سفر یک روزه

جملات نمونه

we booked a single-day tour of the city.

ما یک تور یک روزه از شهر رزرو کردیم.

the single-day ticket allows access to all exhibits.

بلیط یک روزه به شما امکان دسترسی به تمام نمایشگاه ها را می دهد.

he decided on a single-day trip to the beach.

او تصمیم گرفت یک سفر یک روزه به ساحل برود.

the company offered a single-day workshop on marketing.

شرکت یک کارگاه یک روزه در مورد بازاریابی ارائه داد.

it was a whirlwind single-day adventure for the kids.

این یک ماجراجویی یک روزه دیوانه وار برای بچه ها بود.

they planned a single-day hike in the mountains.

آنها یک برنامه برای پیاده روی یک روزه در کوه ها داشتند.

the museum has a special single-day event planned.

موزه یک رویداد ویژه یک روزه دارد.

she spent a single-day volunteering at the animal shelter.

او یک روز را به صورت داوطلبانه در سرپناه حیوانات گذراند.

the single-day sales promotion was a huge success.

تبلیغ فروش یک روزه بسیار موفقیت آمیز بود.

we enjoyed a relaxing single-day at the spa.

ما از یک روز آرامش بخش در اسپا لذت بردیم.

the single-day attendance record was broken yesterday.

رکورد حضور یک روزه دیروز شکسته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید