one-eyed

[ایالات متحده]/[ˈwʌn ˈaɪd]/
[بریتانیا]/[ˈwʌn ˈaɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یک چشم؛ یک چشم داشتن؛ دید یک چشم را نداشتن.
n. یک فرد یا موجود با یک چشم؛ یک پیрат (تاریخی).

عبارات و ترکیب‌ها

one-eyed monster

پرندگان یک چشم

one-eyed pirate

pirate یک چشم

one-eyed glance

نگاه یک چشم

one-eyed giant

یک چشم جن巨人

one-eyed man

یک چشم مرد

being one-eyed

یک چشم بودن

one-eyed view

نگاه یک چشم

one-eyed look

نگاه یک چشم

one-eyed creature

یک چشم موجود

one-eyed figure

یک چشم شخصیت

جملات نمونه

the one-eyed pirate searched for buried treasure on the island.

پirate یک چشم دارد که در جزیره به دنبال گنج‌های پنهان بود.

he felt sorry for the one-eyed stray cat looking for food.

او از یک گربه بی‌خانمان با یک چشم که به دنبال غذا بود، پشیمان شد.

the one-eyed monster roared, scaring the villagers.

پدیده‌ای با یک چشم بازگو شد و ساکنین روستا را می‌ترسید.

a one-eyed dog wandered through the busy city streets.

یک سگ با یک چشم از خیابان‌های پر فعالیت شهر گذر می‌کرد.

the one-eyed owl watched silently from the tree branch.

کُکُک یک چشم از شاخه درخت به سکوت دوید.

he was known as the one-eyed bandit in the region.

او در منطقه به عنوان یک باندیت با یک چشم شناخته می‌شد.

the one-eyed snowman stood proudly in the yard.

یک بابا سنو با یک چشم با افتخار در فضای باز ایستاد.

the one-eyed robot scanned the environment for threats.

روبوت با یک چشم محیط را برای تهدیدات اسکن می‌کرد.

she told a story about a brave one-eyed knight.

او داستانی درباره‌ی یک نیشاندار شجاع با یک چشم روایت کرد.

the one-eyed creature moved with surprising agility.

موجود با یک چشم با انعطاف‌پذیری شگفت‌آور حرکت می‌کرد.

he lost his eye in a tragic accident, becoming one-eyed.

او چشمش را در یک حادثه‌ی ناگوار از دست داد و یک چشم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید