one-man show
نمایش یکنفره
one-man band
گروه موسیقی یکنفره
one-man operation
عملکرد یکنفره
one-man job
کاری که یک نفر انجام میدهد
one-man team
تیم یکنفره
one-man army
ارتش یکنفره
one-man business
کسبوکار یکنفره
one-man crusade
راهپیمایی یکنفره
one-man project
پروژه یکنفره
one-man effort
تلاش یکنفره
he was a one-man show, handling all the sales and marketing.
او یک نمایش یک نفره بود و تمام امور بازاریابی و فروش را انجام میداد.
the one-man band amazed the crowd with his musical talent.
گروه موسیقی یک نفره با استعداد موسیقیایی خود، جمعیت را شگفت زده کرد.
it's a tough job trying to be a one-man operation.
تلاش برای اداره یک کسب و کار یک نفره، کار سختی است.
he's essentially a one-man army fighting for the project.
او اساساً یک ارتش یک نفره است که برای پروژه میجنگد.
the one-man team managed to complete the project on time.
تیم یک نفره توانست پروژه را به موقع به اتمام برساند.
he's a one-man cleanup crew after the party.
او یک خدمه نظافتی یک نفره بعد از مهمانی است.
the one-man security team patrolled the area diligently.
تیم امنیتی یک نفره با دقت منطقه را گشت زنی میکرد.
it was a one-man operation from start to finish.
این یک عملیات یک نفره از ابتدا تا انتها بود.
he became a one-man force for change within the company.
او به یک نیروی یک نفره برای تغییر در شرکت تبدیل شد.
the one-man repair crew fixed the equipment quickly.
تیم تعمیرات یک نفره به سرعت تجهیزات را تعمیر کرد.
he's a one-man research team, gathering data for the study.
او یک تیم تحقیقاتی یک نفره است که داده ها را برای مطالعه جمع آوری می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید