oneirism

[ایالات متحده]/əˈnaɪərɪzəm/
[بریتانیا]/əˈnaɪəˌrɪzəm/

ترجمه

n. یک حالت پزشکی که با حالت‌های خواب‌مانند یا خیال‌بینی در حال بیدار بودن مشخص می‌شود و شامل تصاویر خواب‌انگیز و خیال‌پردازی می‌باشد.
شکل‌های واژه
جمعoneirisms

عبارات و ترکیب‌ها

oneirism definition

تعریف یونیریسم

acute oneirism

یونیریسم حاد

toxic oneirism

یونیریسم سمی

febrile oneirism

یونیریسم ایتی

post-traumatic oneirism

یونیریسم پس از آسیب

exogenous oneirism

یونیریسم خارجی

hyperthymic oneirism

یونیریسم هیپرتمیک

childhood oneirism

یونیریسم کودکی

جملات نمونه

the artist captured the oneiric quality of childhood memories in her abstract paintings.

هنرمند کیفیت یکریچه‌ای یادهای کودکی را در نقاشی‌های انتزاعی خود ثبت کرد.

he slipped into a deep oneiric state during the meditation retreat.

او در حین راهپیمایی مدیتیشن به حالت یکریچه‌ای عمیق فروپاشید.

the film's surreal imagery created a powerful oneiric experience for the audience.

تصاویر غیر واقعی فیلم تجربه‌ای یکریچه‌ای قدرتمند برای مخاطبان ایجاد کرد.

she described her oneiric vision of floating through endless clouds at dawn.

او تصور یکریچه‌ای خود را دربارهٔ شناور شدن در ابرهای بی‌پایان در صبح را توصیف کرد.

the novel's oneiric landscape transported readers to a world where time flowed backward.

پهنه‌های یکریچه‌ای رمان خوانندگان را به جهانی که زمان به عقب جریان می‌یافت، منتقل کرد.

his poetry is characterized by a distinctive oneiric trance that haunts the soul.

شعر او با یک حالت یکریچه‌ای متمایز که روح را درگیر می‌کند، مشخص می‌شود.

the oneiric awakening left her trembling at the boundary between sleep and consciousness.

ایستادگی یکریچه‌ای او را در مرز بین خواب و آگاهی لرزان کرد.

the museum's latest exhibit explores the oneiric dimension of surrealist art movements.

نمایشگاه جدید موزه به ابعاد یکریچه‌ای جنبش‌های هنر سюрئالیستی می‌پردازد.

strange nightmares sometimes serve as gateways to profound oneiric reveries.

روئی‌های عجیب گاهی به عنوان دروازه‌هایی به رویاهای یکریچه‌ای عمیق عمل می‌کنند.

the composer's symphony creates an immersive oneiric atmosphere that envelops listeners.

سیمфонی کنسرتگذار یک فضای یکریچه‌ای غوطه‌ور که شنونده‌ها را در بر می‌گیرد، ایجاد می‌کند.

the writer fell into oneirism as reality became too overwhelming to bear.

نویسنده به یکریچه‌گی فروپاشید وقتی واقعیت به قدری فشارآور شد که تحمل آن ممکن نبود.

the painting's impossible architecture represents a haunting oneiric memory of forgotten places.

معماری غیرممکن نقاشی یادهای یکریچه‌ای مخيفی از مکان‌های فراموش شده را نمایش می‌دهد.

her photographs capture an oneiric quality that makes ordinary streets look mysterious.

عکس‌های او کیفیت یکریچه‌ای را ثبت می‌کنند که باعث می‌شود خیابان‌های معمولی به نظر غمگین بیایند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید