oof

[ایالات متحده]/uːf/
[بریتانیا]/uːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وجه نقد; پول; بیماری عفونی در گوسفند; دمل عمیق مسری; اصطلاح عامیانه برای وجه نقد; قدرت در بوکس

عبارات و ترکیب‌ها

oof moment

لحظه اِوف

oof sound

صدای اِوف

oof reaction

واکنش اِوف

oof feeling

احساس اِوف

oof face

چهره اِوف

oof expression

حالت چهره اِوف

oof noise

صدای مزاحم

oof game

بازی اِوف

oof slip

لغزش اِوف

جملات نمونه

oof, that was a tough workout!

وای، چه تمرین سختی بود!

she let out an oof when she stubbed her toe.

وقتی انگشت پا را به زمین زد، صدایی گفت."اوف".

oof, i can't believe how much that cost!

وای، باورم نمی‌شود چقدر هزینه داشت!

he exclaimed, "oof, that was unexpected!"

او گفت: "وای، این غیرمنتظره بود!"

oof, i really need to watch my diet.

وای، من واقعاً باید به رژیم غذایی‌ام دقت کنم.

when she fell, she said, "oof!"

وقتی افتاد، گفت: "اوف!"

oof, that joke was a bit too much.

وای، آن شوخی کمی زیاد بود.

he felt an oof of pain after the injury.

او پس از آسیب‌دیدگی، احساس درد کرد.

oof, my back is killing me today.

وای، کمرم امروز دارد من را می‌کشد.

she sighed, "oof, i need a break."

او آهی کشید و گفت: "وای، به استراحت نیاز دارم."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید